جملات زیبای کتاب ناجی | طاقچه
تصویر جلد کتاب ناجی

بریده‌هایی از کتاب ناجی

دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۳از ۸ رأی
۴٫۳
(۸)
گفتند: می‌گذرد ... چون می‌گذرد غمی نیست! آه خدایا با این مردم بی‌احساس چه کنم؟
bud
سطر به سطر، تمام نوشته‌هایم از تو و برای توست و واژه‌ای غیر از تو، در آن مکانی نخواهد داشت پس تو بمان که به یگانگی عشقت قسم که هرچه هست تویی پس تنها تو بخوان ای ناجی من
bud
و صدایی که تمام سلول‌های مرده تنم را احیا می‌کرد گویی خداوند دمی مسیحایی به او داده بود، آن‌قدر ملکوتی که در یک آن، روح زخمیام را التیام بخشید.
bud
هنگام مرگم پیراهنش را با من دفن کنید تا که حسابرسان بدانند علت گناهانم، عطر تنش بود.
پاییز بانو
گفتند: گذر زمان همه‌چیز را حل می‌کند،
bud
حال‌وروزم بد نیست شکر امروز کمی خوبم من چای را هم زده‌ام با صدای ته لیوان باز من ساز زدم با خودم حرف زدم یاد آن روز بخیر فاطمه صبح بخیر و من از ذوق ناج
کاربر ۵۵۱۵۹۱۸

حجم

۲۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۵۱ صفحه

حجم

۲۴٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۵۱ صفحه

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان