جملات زیبای کتاب من با تو مرد شدم | طاقچه
تصویر جلد کتاب من با تو مرد شدمsubscriptionAvailable

کتاب من با تو مرد شدم

نوع کتاب
۳.۴ امتیاز(از ۱۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
میلاد تلسچی امیرخیزی
انتشارات: 
انتشارات یمام

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
میلاد تلسچی امیرخیزی
۶
چند باری الکی می‌رفتم چاقو می‌خریدم می‌ذاشتم تو کمدم که مادرم وقتی می‌خواد اتاقم و تمیز کنه ببینه کیف کنه، در صورتی که من تمایلم این بود که جای چاقو سوهان ناخونام و بزارم تو کمدم، همیشه دوست داشتم کفش پاشنه بلند و برای زمستونا بوت پاشنه دار بپوشم اما خوب برای فیلمم که شده می‌رفتم کفش مردونه می‌خریدم و مثل فیلم سیاه سفیدای قدیمی که بابام کشته مردشونه پاشنه‌هام و می‌خوابوندم. دلم لَه لَه می‌زنه برای جورابای رنگی رنگی
bud
۲
معلومه که نه، من هر چی که باشم مامان بابا باید بهم افتخار کنن، الان تو بیست و پنج سالگی تازه یادشون افتاده افتخار کنن؟ فاز این مامان باباها رو نمی‌فهمم بی‌اجازه ما رو بدنیا می‌یارن بعد اگه اون چیزی که اونا بخوان نباشیم ازمون ناراضی می‌شن،
bud
۱
می رم تو اتاقم. جلوی آینه خودمو برنداز می‌کنم، من چیم؟ چرا خودم نیستم؟ چند نفر زیر این پوست و استخون دارن زندگی می‌کنن؟ چرا این ظاهر و اینقدر دوست ندارم، چرا این جسم اینقدر با روحیاتم در تضاده؟ از مدل موهای همیشه کوتاهم، از شونه‌های پهن استخونیم و قد و قوارهٔ بلندم حالم به هم می‌خوره.
bud
۱
مگه بچم حرومزادست که دو جنسه باشه؟ مگه تو با شیطون همخوابگی کردی بچت بشه دوجنسه؟
bud
۱
دلم لَه لَه می‌زنه برای جورابای رنگی رنگی که جدیدا همه دخترا می‌پوشن اما خوب من جوراب مشکی ضخیم می‌پوشم. از عمد دیر به دیر می‌شورمشون که بو گندش کل خونه رو زیر و رو کنه. این ادا اطوارا فقط برای دلخوشی بابام ایناست نه خودم، اونا الان دلخوشیشون همین چیزاست دیگه. مثلا جوراب پر بو با یکی در میون سوراخ و اوج مردونگی بچشون می‌دونن
bud
۱
اتفاقاً بعدا خودشون فهمیدن که من و اشتباه اوردن. نه تو مدرسه پسرونه، بلکه تو بدنیا اوردنم. بد مدل هم اشتباه اوردن.