
بریدههایی از کتاب خودشفقتی برای نوجوانان
۴٫۵
(۴)
«امور منفی فریاد میزنند، اما امور مثبت فقط نجوا میکنند».
Mohammad Javad Mohammadi
دو مؤلفهٔ دیگر خودشفقتی -یعنی ذهنآگاهی و مهربانی با خود- به ما کمک میکند تا از این هیجانها آگاه باشیم و بدانیم که با آنها چه کار کنیم.
کاربر ۳۴۶۲۱۵۴
نتقادگر درونتان را در ذهن مجسم کنید. چه شکلی است؟ چه لباسی به تن دارد؟ چطور راه میرود؟ صدایش چگونه است؟ قیافهاش چه شکلی است؟ تصویر روشنی از انتقادگر درونتان در ذهن بهدست آورید. همچنین مفید است اسمی روی آن بگذارید.
کاربر ۳۴۶۲۱۵۴
میتواند به معنای گوش ندادن به انتقادگر درون و به معنای رها کردن دوستانی باشد که احساس شما را جریحهدار کردهاند، مشاهده نکردن فیلمهایی که شما را میترسانند، یا توجه نکردن به رسانههای اجتماعی که باعث میشوند احساس بدی داشته باشید. همچنین میتواند به معنای مقابله کردن با افراد یا دفاع از خودتان در زمانی باشد که احساس میکنید با شما بدرفتاری شده است. خلاصه اینکه، مهربانی با خود یعنی برخورد کردن با خودتان با احترام و عطوفتی که لایق آن هستید.
مهربانی با خود راهی برای ایجاد تغییراتی در زندگی است که برایتان مفید است و به شما کمک میکند تبدیل به فردی شوید که میخواهید. در اینجا تمرینی وجود دارد که به شما کمک میکند یاد بگیرید با خودتان مهربانتر رفتار کنید. این تمرین از مراقبهٔ هدایتشده از طریق خودشفقتی ذهنآگاهانه الهام گرفته شده است.
کاربر ۳۴۶۲۱۵۴
پس از اینکه فقط برای یک لحظه از انتقادِ خود به خودشفقتی روی آوردید، احتمالاً متقاعد خواهید شد و اینجاست که بزرگترین لطف زندگی را در حق خودتان میکنید.»
تپولی خواه
این کتاب متعلق به
تمام نوجوانان در گوشه و کنار این جهان پهناور است.
باشد که این کتاب کولهبار سفر نوجوانی شما را سبک کند.
تپولی خواه
در حالی که نمیتوانیم اتفاقاتی را که برای ما رخ میدهد کنترل کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم که در میان تمام درگیریها و کشمکشهایی که داریم چگونه به خود پاسخ دهیم. میتوانیم انتخاب کنیم که بهجای انتقاد و سرزنش، با خودمان گرم و مهربان باشیم.
تپولی خواه
هر بار که فکرهای اضطرابآور سروکلهشان پیدا میشود، دومینیک به تمرینهایش رو میآورد و وجود پاهایش را روی زمین احساس میکند. با این روش، قدرت افکارِ اضطرابآور خود را خنثی میکند.
تپولی خواه
کایی آرزو میکند که ایکاش میتوانست آن صدای منفی را در درونش خفه کند یا بهتر از آن، کاش از آنجا ناپدید میشد. درعوض، کایی مهارتهای ذهنآگاهی را به یاد آورد. او کف پاهایش را در کفش و چسبندگی کف کافهتریا را زیر قدمهایش احساس میکند. نفس عمیقی میکشد و نفسش را احساس میکند که از راه بینی رد میشود و ریههایش را پر میکند. حس میکند ریههایش باز میشوند و سپس همزمان، که شانهها و قفسهٔ سینهاش آرام میشود، نفسش را آزاد میکند. به خودش میگوید فقط روی همین تنفسها متمرکز بشو، هر بار یک نفس.
همزمان که کایی به استفاده از این مهارتها ادامه میدهد، بر تنفس و حواس بدنیاش متمرکز و خودانتقادگریاش در پسزمینه محو میشود.
تپولی خواه
دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ خب به طور خلاصه، کایی آزردهخاطر شده بود، اما با ذهنآگاهی توانست از خودش مراقبت کند و چیزی که نیاز دارد را به خودش بدهد. با تمرکز بر چیزی که همین حالا و در همین لحظه نمایان است، از طریق حواس فیزیکی، توانست قصهای که در مغزش سرعت میگرفت را رها کند، صدایی که به او میگفت آدم بهدردنخوری است. نتیجهٔ نهایی: شرمندگی کمتر، اضطراب کمتر و احساس حمایت بیشتر است.
تپولی خواه
حجم
۱۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه
حجم
۱۴۳٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۱۶۴ صفحه
قیمت:
۶۳,۰۰۰
تومان