جملات زیبای کتاب هشت کتاب جبران خلیل جبران | طاقچه
تصویر جلد کتاب هشت کتاب جبران خلیل جبران

بریده‌هایی از کتاب هشت کتاب جبران خلیل جبران

انتشارات:انتشارات پر
امتیاز
۴.۲از ۵ رأی
۴٫۲
(۵)
روح و روان آدمی اگر پاک باشد از هیچ چیز هراسی نخواهد داشت.
ت ت
بهتر است انسان مظلوم باشد نه ظالم.
ت ت
دختری با دلی پاک و اندیشه‌ای ساده مانند خاک بکر و خوبی که هنوز بذر شناخت را برداشت ننموده و طعم تجربه زمان را نچشیده است
ت ت
هرچند ما شهرنشینان بیشتر از روستائیان مال و ثروت داریم ولی آنها از ما نجیب‌تر هستند. ما زیاد می‌کاریم و بهره اندکی می‌بریم، اما آنها به اندازه‌ای که می‌کارند برداشت می‌نمایند. ما بنده آز و طمع خویش هستیم ولی آنها زاده قناعت و بی‌نیازی خویش هستند. ما جام زندگی را از روی نومیدی و هراس و بیزاری تلخ سر می‌کشیم ولی آنها این جام را خالص و آسوده شیرین سر می‌کشند.
ت ت
زبان‌های خود را برای دعا تکان می‌دهید در حالی که دل‌هایتان بسان سنگ سخت است، به حالت رکوع به قربانگاه می‌روید در حالی که درون روحتان سر جنگ و ناسازگاری با خداوند دارید،
ت ت
چقدر مردم نادان و ساده هستند که فکر می‌کنند عشق و محبت از طریق همنشینی درازمدت و همراهی دائم حاصل می‌گردد، در حالی که عشق و محبت حقیقی از تفاهم روح و روان طرفین در یک لحظه صورت می‌گیرد و احتیاج به گذشت یک سال و یا مدت طولانی ندارد.
ت ت
هرکسی که دو پیراهن در اختیار دارد یکی را بر تن کند و دیگری را به کسی دهد که پیراهنی بر تن ندارد
ت ت
موسیقی مانند سایر زبانها نیست بلکه واژگان پنهانی دل با دل دیگری است، در حقیقت موسیقی سخن دلهاست.
ت ت
عشق و محبت محدود همیشه در صدد بدست آوردن جسم معشوق است اما عشق نامحدود همیشه به دنبال ذات معشوق است حتی اگر جسم او در دسترس و اختیار نباشد. عشقی که معمولاً در دوران غفلت و هوشیاری جوانی حاصل می‌گردد با وصال معشوق و در آغوش گرفتن وی به پایان می‌رسد ولی عشق بی‌پایان تا واپسین لحظات گذر زمان و قرار گرفتن روبه‌روی ذات حق به پایان نمی‌رسد...
ᴀʟɪ
شما بیشمارید و من تک و تنها، هر آنچه می‌خواهید بر علیه من سخن برانید و آنچه دوست دارید با من کنید. گرگها شبانگاه به گوسفندان حمله می‌کنند ولی آثار خون گوسفندان تا دمیدن نور آفتاب همچنان بر روی زمین باقی خواهد ماند
ت ت
هرچند جامعه مدنی فعلی موقعیت و جایگاه زنان را بیش از گذشته بالا برد ولی در مقابل خواست و انتظارت مردان را از زنان بیشتر کرد، زنان در گذشته کنیزکان خوشبخت بودند ولی امروزه کدبانوی بدبخت خانه شدند. در گذشته زنان نابینا بودند ولی در زیر روشنایی روز گام برمی‌داشتند اما امروزه با وجود آن که بینا شده‌اند، باز هم در تاریکی شب گام برمی‌دارند. همچنین زنان با آنکه در گذشته جاهل و ساده بودند، با لطف و صفای روح و روانی که داشتند ظریف و زیبا بودند، اما زنان امروزه هرچند از علم و آگاهی بیشتری نسبت به زنان گذشته برخوردار شده‌اند، لیکن به خاطر غرور و بدخلقی که بدان دچار شده‌اند صفای دل و زیبایی خود را نیز از دست داده‌اند.
ت ت
قلب انسان بسان شاخه‌های درخت اُرز (سرو) لبنان می‌ماند که با شکستن یک شاخه از آن درخت هرچند که غمگین و ناراحت می‌شود ولی توان و نیروی خود را برای رشد و پرورش شاخه مجاور قدرت می‌بخشد.
ت ت
اراده و خواست مردم همان مشیت الهی است
ت ت
شمشیرت را غلاف کن، چون هر کسی که بخواهد به زور چیزی را با شمشیر بستاند با همان شمشیر هلاک می‌گردد.
ت ت
خیال دادگری حاکم را از گوش خود بیرون کنید چون عقابها هرگز همدیگر را مورد حمله قرار نمی‌دهند،
ت ت
اشک گویاترین زبان است.
ت ت
ما از هیچ فرمانی سرپیچی نکردیم پس چرا از این بهشت رانده می‌شویم؟ هیچ فتنه و آشوبی بر پا نکردیم پس چرا به درون جهنم فرود می‌آییم؟
ت ت
در یک لحظه در این اندیشه فرو رفت که این جمعیت بیچاره درواقع همان ملتهای مظلوم مشرق زمین هستند که به دنبال نجات کشور خود از یوغ بندگی و سرسپردگی به بیگانگان هستند.
ت ت

حجم

۱۷۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۶۸ صفحه

حجم

۱۷۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۶۸ صفحه

قیمت:
۲۵,۰۰۰
تومان