فلسفهٔ سیاسی، مطالعهٔ روش رشد و گسترش جهانی کشورها و امپراتوریها نیز نیست؛ (بلکه) این (کارِ) مطالعهٔ جغرافیای سیاسی است (هرچند شناخت سیاست و جغرافیای سیاسی برای هر کسی که به فلسفهٔ سیاسی علاقمند باشد، مفید است). فلسفهٔ سیاسی، مطالعهٔ چگونگی شکلگیری جامعه از طریق اعتبارات مالی، تجارت و بازارها هم نیست؛ (بلکه) این (کارِ) علم اقتصاد است. (در مقابل اینها) بلکه، فلسفهٔ سیاسی دربارهٔ توجیه عقلانی و هنجاری موجودیتهای سیاسی است.