
محمد
۳
«جلالالدین جان! وقتی به پشتسرم نگاه میکنم میبینم چه زود گذشت و من نفهمیدم!»
#دور_از_ذهن
۳
دلش شکست. چند بیتی را که یادش آمد مثل زیارتنامه خواند: «ای بارگهت، قبلهگاه اهل نیاز / وی روضهٔ حضرت تو، خلوتگه راز / در خانهٔ کعبه زادی و زادگهت / شد قبلهٔ مسلمین به هنگام نماز / ای ذات خدای را، تو مرآت جلی / وی نور مبین کاشف سر ازلی / در مدح تو این بس که نبودی دوزخ / لو اجتمع الناس علی حب علی.»
#دور_از_ذهن
۲
لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین و شرح مثنوی شریف فروزانفر. کارها را او تمام کرده بود؛ اما به اسم بانیان و پایهگذاران اولیه منتشر شد. اینکه کاری به اسم بنیانگذارش منتشر شود، چیز عجیبی نیست؛ اما نکته مهم این است که این مرد بزرگ اسم خودش را روی جلد هم نمیآورد.
زهرا
۰
«ای بارگهت، قبلهگاه اهل نیاز / وی روضهٔ حضرت تو، خلوتگه راز / در خانهٔ کعبه زادی و زادگهت / شد قبلهٔ مسلمین به هنگام نماز / ای ذات خدای را، تو مرآت جلی / وی نور مبین کاشف سر ازلی / در مدح تو این بس که نبودی دوزخ / لو اجتمع الناس علی حب علی.»
♡Harly quin♡
۰
«ای بارگهت، قبلهگاه اهل نیاز / وی روضهٔ حضرت تو، خلوتگه راز / در خانهٔ کعبه زادی و زادگهت / شد قبلهٔ مسلمین به هنگام نماز / ای ذات خدای را، تو مرآت جلی / وی نور مبین کاشف سر ازلی / در مدح تو این بس که نبودی دوزخ / لو اجتمع الناس علی حب علی.»