جملات زیبای کتاب دیوان رودکی سمرقندی | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیوان رودکی سمرقندیsubscriptionAvailable

کتاب دیوان رودکی سمرقندی

براساس نسخه سعید نفیسی

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
رودکی سمرقندی
انتشارات: 
نشر گویا

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زهرا
۶
زمانه پندی آزاده وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پندست بروز نیک‌کسان آرزو مبر، زنهار بسا کسا که بروز تو آرزومندست
زهرا
۵
هر آن زمین‌که تو یک ره بروقدم بنهی هزار سجده برم خاک آن زمین ترا هزار بوسه دهم بر سخای نامهٔ تو اگر ببینم بر مهر او نگین ترا
زهرا
۳
قضا، گر داد من نستاند از تو ز سوز دل بسوزانم قضا را
زهرا
۱
نگارینا، شنیدستم که: گاه محنت و راحت سه پیراهن سلب دوست یوسف را به عمر اندر یکی از کید شد پر خون، دوم شد چاک از تهمت سوم یعقوب را از بوش روشن گشت چشم تر رخم ماند بدان اول، دلم ماند بدان ثانی نصیب من شود در وصل آن پیراهن دیگر؟
Filmyab,youtube
۱
چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک! نماند فزون‌تر ز سالی پرستو؟
غزال
۰
بی‌روی تو خورشید جهان‌سوز مباد هم بی‌تو چراغ عالم‌افروز مباد با وصل تو کس چو من بدآموز مباد روزی که ترا نبینم آن روز مباد
Filmyab,youtube
۰
قضا، گر داد من نستاند از تو ز سوز دل بسوزانم قضا را چو عارض برفروزی می‌بسوزد چو من پروانه بر گردت هزارا
Filmyab,youtube
۰
یخچه می‌بارید از ابر سیاه چون ستاره بر زمین از آسمان
Filmyab,youtube
۰
آفتابی، که ز چابک قدمی بر سر ذره نماید جولان
Filmyab,youtube
۰
ساقش به مثل چو ساعد حورا پایش به مثل چو پای مرغابی
Filmyab,youtube
۰
مه گاه بر افزون بود و گاه به کاهش دایم تو بر افزون بوی و هیچ نکاهی
Filmyab,youtube
۰
نباشد زین زمانه بس شگفتی اگر بر ما ببارد آذرخشـا