جملات زیبای کتاب خاطرات یک کتابفروش | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات یک کتابفروش
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب خاطرات یک کتابفروش

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۳۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
شان بایتل، نازنین فیروزی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ghasem
۱۱
تنها کاری که می‌توانستم بکنم خواندن بود. یک‌عالمه کتاب جمع کردم و غرقِ آن‌ها شدم تا از دنیای اطراف و درونم فرار کنم. چشم‌اندازهای جاناتان میدز، ویلیام بوید، خوزه ساراماگو، جان باکن، آلاستر رید، جان کِنِدی تول و دیگران از من درمقابل افکارم محافظت کردند. آن افکار کم‌اهمیت شده بودند و بی این‌که آزارم بدهند آهسته جریان داشتند. با کتاب‌ها دیواری روی میزم ساختم. با خواندنشان، دیوار به‌آرامی کوتاه می‌شد تا این‌که از بین رفت.
toruk makto
۴
دوست می‌آید و می‌رود، اما دشمن می‌ماند.»
toruk makto
۳
کریسمس و جشن شب سال نوست؛ آن هفته مردم به این‌جا برمی‌گردند تا درطول جشن با عزیزانشان باشند، ولی سریع متوجه می‌شوند عزیزانشان را از فاصلهٔ چندصدکیلومتری بیش‌تر دوست دارند تا الان که با آن‌ها در یک خانه گیر افتاده‌اند!
toruk makto
۲
هنگامی‌که زنان خواندن را کنار بگذارند، رمان خواهد مرد
Mary gholami
۱
«تنها دو چیز را پایانی نیست: یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان؛ البته در مورد اولی مطمئن نیستم!»
بنفشه آریاراد
۱
پیداکردن کتابی بدون قیمت باید نوعی اختلال روان‌شناختی در افراد ایجاد شود؛ موقع پرسیدن قیمت، هر مبلغی که شما پیشنهاد دهید، هرقدر هم که پایین باشد، به‌نظر بازهم نسبت‌به آن‌چه مشتری می‌خواهد بپردازد بیش‌تر است.
toruk makto
۱
نیکی فوق‌العاده از این کار بیزار است و من سعی می‌کنم هر ماه کارهای پستی حتماً به او بیفتد
toruk makto
۱
در زمستان درآمد چنان کم است که نمی‌شود بیش‌از دوسه ساعت در روز بخاری روشن کرد
شراره
۱
همیشه هیجان‌انگیز است که بفهمید کتابی که در دست دارید روزی در دست‌های شخصی بوده که نبوغِ ادبی‌اش بیش‌از دویست سال پایدار مانده است
شراره
۱
وقتی در یکی از این دست‌دوم‌فروشی‌ها کار می‌کردم، چیزی که بیش‌تر از همه ذهنم را درگیر می‌کرد کمیابیِ آدم‌های واقعاً کتاب‌خوان بود.
Ali Broujerdi
۰
نسخه‌ای از دیگر گذرنامه‌ها اثر کلایو جیمز، سلول پراسپرو از لارنس دورل، زندگی‌نامهٔ سارتر از آیریس مرداک، شهری چون آلیس از نِویل شوت و کتابی به‌نام ۱۰۰+ اصول ژنتیک از کتاب‌هایی‌اند که این ماه ارسال می‌شوند.
Ali Broujerdi
۰
یک‌عالمه کتاب جمع کردم و غرقِ آن‌ها شدم تا از دنیای اطراف و درونم فرار کنم. چشم‌اندازهای جاناتان میدز، ویلیام بوید، خوزه ساراماگو، جان باکن، آلاستر رید، جان کِنِدی تول و دیگران از من درمقابل افکارم محافظت کردند
toruk makto
۰
در این پانزده سال، عیناً همین سؤال‌ها ۹۳۶۰ بار از من پرسیده شده‌اند. حالا دیگر با اشتیاقِ تمام جواب نمی‌دهم. شاید وقتش رسیده که جواب‌های تازه‌ای بسازم که درواقع هیچ پایه‌واساسی هم نداشته باشند
toruk makto
۰
دوستیِ او بسیار ارزشمند است، چراکه باعث می‌شود احساس کنم درمیان دوستانم تنها کسی نیستم که از دست مردم دیوانه می‌شود
toruk makto
۰
این احتمالاً مادر اتحاددوستم را شدیداً خشمگین می‌کند
toruk makto
۰
آرزوی ورود به دنیای نشر، یعنی همان جایی‌که استعداد هنری قربانیِ سودآوری شده است.
toruk makto
۰
دیوارهای کتابیِ اطرافِ او که با گذشت زمان محکم شده‌اند دربرابر دنیای کنونی و بلاهای آن عایقی ساخته‌اند
ZaHra
۰
زندگی او خارق‌العاده‌ترین نوع دوره‌گردی بوده است و به‌قول خودش ناشی از اولین باری است که موقع عبور از خانهٔ کشیشِ ویتهورن مسافرانِ ایرلندی را دیده بود. آلستر از پدرش پرسیده بود مسافرها کجا می‌روند و پدرش جواب داده بود: «نمی‌دونن.» این جواب آلستر را به تب‌وتاب انداخته بود و به‌گمانم هروقت از او بپرسند به کجا می‌رود پاسخ او «نمی‌دانم» خواهد بود.
شراره
۰
انگار دزدیدنِ مثلاً یک ساعت از دزدیدن کتاب بدتر و غیراخلاقی‌تر است. شاید به این دلیل باشد که کتاب‌ها عموماً تعالی‌بخش تلقی می‌شوند و بنابراین اگر به‌قصدِ خواندن دزدیده شوند، این قصد و نیت اثر مخرب کتاب‌دزدی را می‌پوشاند و مجازاتِ این جرم را سبک‌تر می‌کند.
شراره
۰
آن‌چه در بازار کتاب‌های جدید پرفروش به حساب می‌آید دقیقاً همان کتابی است که در معامله‌های دست‌دوم بسیار بی‌ارزش است.
شراره
۰
«دیوارهای کتابیِ اطرافِ او که با گذشت زمان محکم شده‌اند دربرابر دنیای کنونی و بلاهای آن عایقی ساخته‌اند.»
mt
۰
رایج‌ترین نوع مشتریِ این روزها «زن‌های بلاتکلیف» نیستند، بلکه مردهایی‌اند که پیگیر عنوان خاصی‌اند. وقتی می‌شنوند نسخه‌ای از آن‌چه می‌خواهند نداریم، اصلاً ناامید نمی‌شوند و برعکس، خیلی هم خوش‌حال می‌شوند (خوش‌حال از اینکه کتابی را انتخاب کرده‌اند که هیچ‌جا پیدا نمی‌شود). اگر جست‌وجو برای رسیدن به جام مقدسشان به پایان برسد، بیش‌ترشان هدف دیگری در زندگی نخواهند داشت.
کاربر ۵۲۳۳۷۹۲
۰
کلی کتاب نسبتاً سطح بالا خرید و پیشنهاد کرد رمان قلب هر انسان را بخوانم. احتمالاً بیش‌ترین کتابی که به من پیشنهاد شده بخوانم کتاب قلب هر انسان از ویلیام بوید است. معمولاً از هرچیزی که پیشنهاد شود دوری می‌کنم و ساده‌لوحانه ترجیح می‌دهم تصور کنم این خودم هستم که باید انتخاب کنم چه‌چیزی بخوانم
hedayat Homa
۰
شاید باید به مرد پشت تلفن توصیه می‌کردم قبل‌از خرید مغازه، علاوه‌بر کتاب خاطرات کتابفروشی از اورول، کتاب خارق‌العادهٔ کتابفروش ورشکسته دوباره صحبت می‌کند نوشتهٔ ویلیام ی. دارلینگ را هم بخواند. به داوطلب‌های شغل کتابفروشی توصیه می‌شود این دو کتاب را بخوانند. دارلینگ درواقع «کتابفروش ورشکسته» نبود، بلکه بزازی اهلِ ادینبرا بود که با حقه‌ای کاملاً متقاعدکننده این‌گونه نشان داد که چنین شخصی واقعاً وجود داشته است. جزئیات این کتاب به‌طرز عجیبی دقیق‌اند. کتابفروش ساختگی دارلینگْ دقیق‌ترین تصویر از یک فروشندهٔ کتاب دست‌دوم است؛