او حتی در خرید خانه هم ماهر بود، از میوهفروشی یک کیلو سیبزمینی میخرید و هویج و پیاز را برای سوپهای سبزیجاتمان رایگان میخواست. از قصابی دویستگرم گوشت چرخکرده میخرید و ضایعات گوشت را برای سگی طلب میکرد که وجود نداشت. آنها را هم میپختیم، اما برای خودمان. امروز هیچچیزی که به غذاهای آندورهمان شبیه باشد نمیخورم. غذای آبپز دلم را بههم میزند، حتی بویش هم من را به تهوع میاندازد.
Nilz HSS