جملات زیبای کتاب پروفسور فر | طاقچه
تصویر جلد کتاب پروفسور فر
off

کتاب پروفسور فر

داستان تخیلی

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۲۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
حمیدرضا رضوانی اول
انتشارات: 
نشر آرسس
✌︎𝓗𝓽✌︎
۵
از پروفسور فر به تمام کسانی که پیام من را می‌شنوند: ما در دام ربات‌ها گیر افتاده‌ایم. اگر کسی فرکانس من را دریافت می‌کند پاسخ دهد. ما به کمک نیاز داریم، دوستان من دیگر در کنارم نیستند و اگر انسانی وجود دارد که بتواند ارتباط ما را با ربات‌های ساپورت برقرار کند لطف بزرگی کرده. تمام پروفسور فر
کاربر G.A.S
۲
او هم همچون پروفسور فر جزء معدود انسان‌هایی بود که احساس می‌کرد آزادی‌اش را از دست داده و گرچه هر چه نیاز دارد در دسترسش است اما اراده‌ای روی زندگی‌اش ندارد.
𝐓𝐀𝐇𝐀 𝟏𝟐𝟑𝟗
۲
از کجا معلوم اگر دوباره انسان‌ها بر جهان مسلط می‌شدند دوباره جنگ و تجاوز و قتل و دزدی و خیانت و دروغ، جهان را پر نکند؟ حس برتری جویی، حسادت، غرور، نادانی، قدرت طلبی و خیلی خصلت‌های بد از صفات انسان‌ها بود و زمانی که پروفسور و همکارانش پروژه ربات‌های فرمانروا را شروع کردند هیچ کدام از این خصلت‌ها را در وجود آنها قرار ندادند، اما به مرور میزان هوش این ربات‌ها به حدی توسعه پیدا کرد که دیگر از کنترلشان خارج شد و انسان دیگر نتوانست بر آنها سلطه یابد...
𝐓𝐀𝐇𝐀 𝟏𝟐𝟑𝟗
۱
خیلی از انسان‌ها از این وضع راضی به نظر می‌رسیدند. کسی مجبور نبود کار کند، فکر کند، تصمیم بگیرد، هدف داشته باشد، رشد کند، پیشرفت کند! اما پاتو یکی از آن معدود افرادی بود که افسرده به نظر می‌رسید، حس یک حیوان خانگی را داشت که در اسارت به سر می‌برد، کارهایش دست خودش نیست، غذایش را جلویش می‌گذارند، برای تفریح به بیرون می‌برند، نظافتش می‌کنند و اگر جایی بخواهد برود به همراه چند ربات می‌رود. او هم همچون پروفسور فر جزء معدود انسان‌هایی بود که احساس می‌کرد آزادی‌اش را از دست داده و گرچه هر چه نیاز دارد در دسترسش است اما اراده‌ای روی زندگی‌اش ندارد.
𝐓𝐀𝐇𝐀 𝟏𝟐𝟑𝟗
۱
بیراه هم نگفته بود، چرا که در سال ۲۲۲۰ یعنی دویست سال پس از زمانی که ویروسی به نام کورونا تمام ساکنان زمین را در برگرفته و تا مرز نابودی برده بود، تمام یخچال‌های قطب، آب شده و کل سطح کرهٔ زمین را آب گرفته بود و تمام سازه‌هایی که اکنون در زمین دیده می‌شد بر سطح آب ساخته شده بودند و در حقیقت زمین از فضا یک کرهٔ کاملا آبی رنگ به نظر می‌رسید که ساختمان‌ها و جزیره‌های مصنوعی که توسط ربات‌ها ساخته شده بودند همچون لکه‌هایی رنگارنگ در تمام سطح کرهٔ زمین دیده می‌شد. نه از رنگ سفید قطب‌ها خبری بود و نه از پهنه‌های قهوه‌ای رنگ خشکی، تا جایی که چشم کار می‌کرد رنگ آبی دریا بود که بر تمام زمین مسلط گشته بود.
الهام حمیدی
۰
ماشین پرنده جلوی یک ساختمان بلند رسید و از دریچه‌ای وارد شد. پاتو می‌دانست چه چیزی در انتظارش است، چند روز خوشگذرانی و هیجان! تا آن چیزی را که قصد داشته برای پروفسور بازگو کند را فراموش کند. لحظاتی بعد دچار بی‌وزنی شد و در میان سایر افرادی که روی هوا معلق مانده و با خنده در حال دست و پا زدن بودند رها شد. چند بار تنفس هوای آغشته به گاز خنده کافی بود تا صدای قهقهه پاتو هم به هوا بلند شود