مرد، خبر بزرگ است. نباء عظیم. و ما عادت داریم خبرهای بزرگ را تکذیب کنیم و دل ببندیم به خبرهای کوچک. به این که امروز چی ارزان شده؟ یا در کدام اداره میز میدهند یا... ما خبر بزرگ را تکذیب میکنیم. علی را. نبأ عظیم را باور نمیکنیم و علی مجبور میشود نفرینمان کند. چه نفرینی. خدایا مرا از اینها بگیر. از این بالاتر، نمیشد چیزی گفت. مردمی که بودن او را نمیفهمند، باید به نبودنش گرفتار شوند. میگوید «خدایا من از اینها خستهام، اینها از من. مرا از اینها بگیر» و ما تا ابد، در تاریکی بعد از این نفرین دست و پا میزنیم.
گلناز