جملات زیبای کتاب پولیانا | طاقچه
تصویر جلد کتاب پولیانا

بریده‌هایی از کتاب پولیانا

امتیاز
۴.۴از ۱۴ رأی
۴٫۴
(۱۴)
«درمورد پول‌هایتان حرف می‌زنم. اینکه خودتان را فدا می‌کنید تا پول‌هایتان را برای دیگران پس‌انداز کنید.
n.hasanzade
پولیانا با اطمینان سرش را به نشانه‌ی تأیید تکان داد و گفت: «بله. او می‌گفت از روزی که شروع به شمردن آنها کرده، احساس بهتری داشته. و با همین‌ها بود که آن بازی را درست کرد.» کشیش پرسید: «و آن بازی چه بود؟» «می‌دانید، پیداکردن یک چیزی در هر موضوع ناراحت‌کننده‌ای، تا درباره‌ی آن شاد باشیم. گفتم که اولین‌بار هم این بازی را با من شروع کرد.»
.▪︎کیوت‌چه▪︎.
عمرش را آن‌قدر مشغول آرزوی داشتن چیزهای مختلف کرده بود که فرصتی برای لذت‌بردن از داشته‌هایش نداشت.
شقایق
وجود یک زن و قلب مهربان او یا حضور یک بچه می‌تواند خانه را به جایی برای زندگی و شادی تبدیل کند.
شقایق
وقتی شما دنبال بدی می‌گردید و انتظارش را دارید حتماً به آن می‌رسید و وقتی می‌دانید که به خوبی می‌رسید، حتماً آن را پیدا خواهید کرد..
شقایق
"باز این‌هم خوب است که آنها برای دیگران در دیگر کشورها پول می‌فرستند، من نباید توقع داشته باشم که به دیگران کمک نکنند، اما آنها طوری رفتار می‌کردند که انگار بچه‌های بی‌پناه اینجا اصلاً حقی ندارند و فقط پسربچه‌هایی که در دوردست‌ها هستند، باید در شرایط خوب زندگی کنند. آنها ترجیح می‌دهند که به بزرگ‌شدن جیمی بین، به‌عنوان یک گزارش خبری نگاه کنند. و نه چیزی بیشتر از آن!"
نیلوفر دریاچه
زن مریض با تعجب گفت: «تلف کردم؟ با خوابیدن؟» «بله. می‌دانید به نظر من وقتی آدم باید زندگی کند و از زندگی‌اش لذت ببرد، این خیلی ناراحت‌کننده است که مجبور باشد بخوابد.»
n.hasanzade
همیشه چیزهای بد خیلی بدتر از آن چیزی که هستند به نظر می‌رسند
n.hasanzade

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

حجم

۱٫۳ مگابایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۸۸ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان