فرد برای کاستن از میزان اضطراب خود دست به رفتارهای اطمینانجویی میزند که عامل دیگری است بر ماندگاری این افکار ناخواسته، زیرا رفتارهای ایمنیجویی مانع از آن میشود تا فرد وسواسی درک کند معنایی که برای افکار خود قائل است صحیح نیست.
betria:nafas
ما در نگاهی سادهانگارانه فکر میکنیم همگی یک دنیا را میبینیم و در یک دنیا زندگی میکنیم. خیر! اینگونه نیست. افراد تنها از پشت عینکهای رنگی خویش است که میتوانند دنیا را ببینند.
زهرا ^^🪐✨
باورهای او درباره افکار ناخواسته است که منجر به ایجاد اضطراب در او میشود و نه خود افکار ناخواسته.
betria:nafas
یک انسان سالم در طول ۱۶ ساعت حدود ۴۰۰۰ فکر مختلف به ذهنش خطور میکند.
ف.
مشکل کنترل فکر آن است که نتیجه معکوس دارد؛ زیرا هرچه فرد بیشتر تلاش میکند تا افکار ناخواسته خود را کنترل کند، این افکار بیشتر و شدیدتر میشوند.
ف.
فرایند درمان در ذات خود ترسناک است و فرد باید با مسائل ناخوشایند زیادی مواجه شود. در مسیر درمان باید با مسائلی که تاکنون سعی میکردید از آنها اجتناب کنید مواجه شوید؛ اما هیچ رشدی در زندگی بدون خطرپذیری صورت نمیگیرد و حرکت روبهجلو همواره مستلزم میزانی از ریسکپذیری است.
ف.
بیماران وسواسی موقعیتها را خطرناک میانگارند؛ مگر اینکه ایمن بودن آنها ثابت شود (اطمینانجویی)، علیرغم این حقیقت که اغلب انسانها عکس این را فرض میکنند و تا زمانی که خطرناک بودن چیزی ثابت نشود آن موقعیت را خطرناک نمیدانند و مضطرب نمیشوند
betria:nafas
آنکه چیزی را تا مرحله ایدهآل انجام دهد، چه میزان باید هزینه بدهد و آیا این میزان هزینه به میزان عایدی آن میارزد
betria:nafas