
کتاب اتاق شیشه ای
پدیدآورندگان:
سیدمرتضی امیریانتشارات:
نشر خودنویس٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
setayesh
۴
احساس سرزندگی میکرد. انگار دوباره از نو متولد شده بود. مانند انسانی که فارغ از هر فکری در میان جزیرهای به هوش میآید و جز دریا چیزی را تماشا نمیکند.
tari
۱
«گوش بده پسر، اگه نخوای بگردی اونا یه کاری میکنن که تا سرحدّ مرگ بری. منم نمیخوام بهترین رفیقم جلو چشمام جون بده.»
- میتونی چشمات رو ببندی...
tari
۰
میدونی پدرم علاقهٔ زیادی به معجزهکردن داشت؛ اما هیچوقت به معجزه ایمان نیاورد. همیشه کارای عجیبی میکرد، کارایی که هیچکس نمیتونست اونا رو باور کنه. پدربزرگم همیشه میگفت پدرت عاقلترین دیوونه روی کرهٔ زمینه.
