جملات زیبای کتاب نامه‌‌های به مقصدنرسیده | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه‌‌های به مقصدنرسیدهsubscriptionAvailable

کتاب نامه‌‌های به مقصدنرسیده

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد دستاران ممقانی
انتشارات: 
نشر ثالث

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نیما اکبرخانی
۶
«چون ممکن نبود خدا با من حرف بزند و برایم داستان تعریف کند؛ چشم‌های تو را آفرید.»
نیما اکبرخانی
۵
وقتی آقاجونم و امثال آقاجونم را می‌بینم؛ بر پدر و مادرِ پدر و مادرهایی که به پسرهایشان در کودکی یاد می‌دهند «مرد که گریه نمی‌کند» هزار لعنت می‌فرستم. آخر مگر مردها چه گناهی کرده‌اند که حق گریه کردن نداشته باشند؟
نیما اکبرخانی
۴
این اوج استقلال است که آدم هیچ‌چیز از آن محیطی که تویش زندگی می‌کند نخواهد.
نیما اکبرخانی
۲
معجزه چشم‌ها و فاجعه اشک‌ها
نیما اکبرخانی
۲
ماهان می‌گوید دلش به شدت به حال آن‌هایی که خوب نیستند می‌سوزد. می‌گوید آن‌ها خیلی سختی می‌کشند چون باید کاملاً مخالف توانایی‌ها و دانایی‌هایشان عمل کنند و در واقع باید با قوی‌ترین چیز این دنیا که ذات خودشان است بجنگند. به همین خاطر تا این اندازه خسته و سردرگم می‌شوند و در حالی که وسط هزارگونه تفریحات رنگارنگ ایستاده‌اند باز احساس خالی بودن و خوشحال نبودن می‌کنند.
نیما اکبرخانی
۰
دکترش برایش مراقب بیست‌وچهار ساعته گذاشته است و معتقد است آن‌قدر پریشان و خسته به نظر می‌آید که اصلاً بعید نیست به خودش آسیب بزند اما به نظر من او دیگر نمی‌تواند بیش‌تر از این به خودش آسیب بزند.