
بریدههایی از کتاب علی موحد بود و بس
۴٫۵
(۸)
اگر کسی مؤمن بود شجاع هم هست، دلیر هم هست، کریم هم هست، غیور هم هست، رئوف هم هست. اما در کجا؟ آنجا که رضای خدا باشد. اما اگر رضای خدا نباشد، ترسو است، بخیل است. ایمان علی (ع)، سرّ توازن صفاتش است.
Eli K
برای شما چقدر دلپذیر است که بدانید یک نفر روحانی، یک نفر عالم دینی، از ایران میرود به لبنان و بدانید که در لبنان هفتصد هزار نفر شیعه زندگی میکند؛ شیعیانی که حضرت صادق (ع) از آنها به شیعیان استواری تعبیر میکند که در روز غربت دین و مذهب، دین را تنها نمیگذارند؛ شیعیانی که از برکات وجودی صحابی بزرگ، حضرت ابوذر (ع)، به وجود آمدهاند.
حامد جلالیان
بندگان خدای رحمان کسانی هستند که در روی زمین به فروتنی راه میروند و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملایمت سخن گویند.
ar
شاید منبر بنده یا صحبت بنده از نظر شما حاوی یک چیز تازه باشد؛ گاهی از رو میخوانم، روضه ندارد، مقدمه ندارد، آواز ندارد، تصویر و صوت ندارد، میخواهیم کمی حرف بزنیم، امیدوارم که بتوانم در این روز مبارک جزئی از حق این پیشوای بزرگ را که به نام مبارکش و به نام ولادتش این مجلس عظیم را برپا کردهایم، ادا کنم و جملگی از برکات این بزرگوار توشهای برگیریم، چرا که برای کار در لبنان خیلی به توشه و کمک احتیاج داریم.
حامد جلالیان
حالا ما در مقابل این دریای باعظمت و یا به تعبیری که آقایان در دعوت خود نوشتهاند، «لایتناهی»، چه باید بگوییم؟
کدام بُعد امام را مورد بحث قرار دهیم؟
حامد جلالیان
نماز مصاحبت با خداست، نماز مجالست با خداست، نماز نشستن پیش خداست. این مصاحبت سبب میشود که صفات خدایی را کسب کنیم. آدم از مصاحبش، از معاشرش، رنگ میگیرد
خیر کثیر
تصور نکنید آنها که کتابهایی دربارهٔ امیرالمؤمنین نوشتهاند، همه پیروان او هستند یا همه شیعیان اویند. آنچه مسیحیان و سایر فرَق دربارهٔ علی (ع) نوشتهاند، خیلی بیشتر از آن چیزی است که شیعه نوشته است. تعبیراتی که بزرگان مسیحی دربارهٔ امیرالمؤمنین میکنند آنقدر جالب است که هیچ وقت از ذهن خوانندگان این کتابها فراموش نمیشود.
حامد جلالیان
حضرت رسول اکرم (ص) دربارهٔ امیرالمؤمنین میفرماید:
و اللّهِ إنَّهُ جیشٌ فی سبیلِ اللّه
به خدا سوگند علی یک لشکر در راه خداست.
Sobhan Naghizadeh
گاهی آدمها این گونه هستند. اما برخی انسانها به حسب طبعشان کریمند. یعنی به کرَم عادت دارند. انسان کریم هرچه به دستش بیاید میدهد. برایش فرق نمیکند، به مورد باشد یا بیمورد، به اهل یا به نااهل. به فقیر میدهد به غنی هم میدهد. داشته باشد میدهد، نداشته باشد هم میدهد. این را میگویند صفت «عادت»، میگویند «ملکه».
حامد جلالیان
اگر دهها تن از این قهرمانان تاریخ را بجوشانیم و یک وجود تازه به وجود بیاوریم، این میشود علی (ع). اینگونه تصوری از علی (ع) داریم. علی (ع) شجاع است، یعنی دارای ملکهٔ شجاعت است، یعنی سر نترس دارد. اگر گفتیم علی (ع) کریم است، یعنی دست و دلش باز است، یعنی نمیتواند چیزی داشته باشد و به کسی ندهد. اینچنین فکر میکنیم. در حالی که بنده خیال میکنم مطلب چنین نیست. علی (ع) شجاع هست اما نه مثل رستم و عمرو بن معدی کرب. علی (ع) کریم است اما نه مثل حاتم طایی. علی (ع) فصیح است امّا نه مثل سحبان. علی (ع) غیور است اما غیرتش مثل غیرتهای ما نیست. علی (ع) صفاتش منشأ دیگری دارد.
حامد جلالیان
رأیتهُ و قد أرحی اللیلُ سُدولَةُ و هو قائمً فی محرابِه قابضً علی لِحیتِه یتملمَلُ تململَ السلیمِ و یبکی بکاءَ الحزینِ و یقولُ آه، آه من قلةِ الزادِ و طولِ الطریقِ و بُعدِ السَّفرِ و عظیمِ الموردِ ...
اگر شب او را میدیدی، میدیدی ایستاده است، ریشش را به دستش گرفته، روی زمین میغلتد و مثل مارگزیده ناله میکند و میگوید: خدایا، آه از راهِ دور و کمی بضاعت و وحشت آینده.
معاویه، باید شبهای آن علی شجاعی را که آتشی در کام دشمنان است ببینی.
حامد جلالیان
همانگونه که قلبهای شما با نام عزیز امیرالمؤمنین به لرزه درمیآید، در جاهای دیگر، در اروپا، در هامبورگ، در همه جای دنیا، مردمی به این نام مقدّس عشق میورزند و به این شخصیت بزرگ احترام میگذارند.
Mahta
خدایا، آه از راهِ دور و کمی بضاعت و وحشت آینده.
Mahta
شخصی از حضرت صادق (ع) میپرسد که ما نام شما را بر اولاد خود میگذاریم، آیا این به کمک ما میآید. حضرت میفرماید: بله و هَل الدّین الاَّ الحُبُّ آیا دین جز دوستی چیزی هست؟
Sobhan Naghizadeh
یا مثلاً میگوییم که عمرو بن معدی کرب یا رستم یا زیگفرید. هر کشوری قهرمانی دارد، قهرمانی که شجاع است. «شجاع است» یعنی چه؟ یعنی در مقابل بنده شجاع است؟ نه. یعنی پیش قوی شجاع است، پیش ضعیف شجاع است، پیش دشمن شجاع است، پیش دوست شجاع است، همه جا شجاع است. شجاعت در شخص شجاع مثل نور خورشید از او میتراود ـ بدون اختیار و توجه. این را «ملکه» میگویند.
حامد جلالیان
زندگی مولا به ما مناظر عجیبی نشان میدهد. به ما نشان میدهد که علی (ع) گاهی خیلی شجاع است، گاهی نیست. علی (ع) گاهی خیلی کریم است، گاهی خیلی بخیل به نظر میآید. علی (ع) گاهی خیلی غیور است، گاهی خیلی صابر است. علی (ع) گاهی خیلی متواضع است، گاهی هم متواضع نیست.
حامد جلالیان
پس درمییابیم که منشأ شجاعت، کرم و غیرت علی (ع)، آن ملکات نفسی نیست. پس چیست؟ چرا علی (ع) اینگونه است؟ چون علی (ع) مؤمن است. پاسخْ همین یک کلمه است. علی (ع) شجاع است، چون مؤمن است. ایمان به خدا مصدر تمام صفات و کمالات علی است؛ ایمان به خدا و دیگر هیچ.
حامد جلالیان
من معتقدم که عالم منظم است. چرا آدم بخیل است؟ از ترسِ فقر. اگر من ایمانم به خدا بود، که او رزّاق است، از فقر نمیترسم. اندکی دقت کنید. اگر دقت کنید و تحلیل کنید میبینید تمام صفات خبیثه، از قبیل دروغ، حرص، نفاق، غیبت، بغض، تماماً منشأشان ضعف و حقارت روحی است. حالا بیاییم بررسی کنیم که آدمی چرا دروغ میگوید؟
حامد جلالیان
به خدا سوگند علی یک لشکر در راه خداست.
Mahta
ولی خدا نه از چیزی میترسد نه برای چیزی حزن دارد، نه افسوس میخورد و نه افسرده میشود.
Mahta
ایمان به خدا یعنی من معتقد باشم که خالق جهان خداست؛ این اعتقادم از حدّ زبانم تجاوز کند و قلبم هم ایمان داشته باشد؛ زبانم، خونم، پوستم، احساسم هم ایمان داشته باشد. هم در حال غضب و هم در حال عصبانیتْ ایمان داشته باشم.
Mahta
درست است جامعه ما از همه جامعههای دنیا عقبتر باشد؟! ...
Mahta
ایمان به خدا مصدر تمام صفات و کمالات علی است؛ ایمان به خدا و دیگر هیچ.
خیر کثیر
پس علی شجاع نیست، ترسو هم نیست، کریم نیست، بخیل هم نیست. پس علی چیست؟
خیر کثیر
ایمان به خدا. آقایان، چشم بپوشید از کسانی که نام مومن را بر خود گذاشتهاند. اگر کسی مؤمن بود شجاع هم هست، دلیر هم هست، کریم هم هست، غیور هم هست، رئوف هم هست. اما در کجا؟ آنجا که رضای خدا باشد. اما اگر رضای خدا نباشد، ترسو است، بخیل است. ایمان علی (ع)، سرّ توازن صفاتش است.
ZohreAalipour
دشمنش معاویه در وصف کرمش میگوید:
واللهِ لوکان له بیتان أحَدُهما من التبنِ آخرُهُ من الذَّهبِ ینفدُ الذَّهبُ قبلَ أن ینفدَ التَبنُ.
خدا میداند اگر علی دو انبار بزرگ داشته باشد یکی از آنها پر از طلا و دیگری پر از کاه، اول آنکه طلاست تمام میشود و بعد انبار کاه.
حامد جلالیان
این علی متواضع، که مقابل کوچکترین خلق خدا تکبر نشان نمیدهد، این علی که پیامبر (ص) به او ابوتراب میگوید، این علی خاکآلود و خاکنشین، گاهی اوقات آنقدر در برخورد با دشمنان خدا متکبر میشود که یکی از رقبایش به او میگوید: یا أبالحسن، این غرور و کبر که در سرِ توست برای چیست؟ علی (ع) که متواضع بود، چطور شد که اینجا متکبر گردید؟ چگونه باید این مسأله را تفسیر کنیم؟
حامد جلالیان
داستانش را شنیدهاید. مشک را از دوش آن زن برمیگیرد و به خانه میرساند. فردا هم غذا برای بچهها میآورد و به آن زن میگوید: «تو غذای بچهها را طبخ میکنی یا من؟» زن میگوید: «من خمیر میکنم، تو با بچهها بازی کن.» خمیر که درست میشود، حضرت بچهها را بازی میدهد و سرشان را گرم میکند. بعد به او میگوید: «ای عبدالله تنور را آتش کن.» وقتی که تنور را روشن میکند، صورتش را روبهروی آتش میگیرد و میگوید:
ذق یا أبالحسن هذا جزاءُ مَن نسِی الایتامَ ...،
بِچِش این آتش را، مبادا یک وقت یتیمهای مردم را فراموش کنی؛ مبادا فقرای همسایه از یادت بروند. اگر چنین کاری کردی این جزایت.
حامد جلالیان
خوبی و رشوه نگرفتن رئیس اداره در حسن مدیریت آن اداره اثر میگذارد و مؤسسات منظم میشود. صفات عالیهٔ رئیس هرگونه که باشد بر تمام امور مؤسسهاش منعکس میشود. ما که اعتقاد داریم خدا عادل، عالم، حی، رئوف و رحیم است، این چنین خدایی این جهان را اداره میکند، پس این جهان سرشار از حق، خیر، عدل، جمال، علم، فضل و عدل است. آنوقت چه میشود؟
حامد جلالیان
میگوید بعضی از انسانها لئیم هستند، از اینها امیدی نداشته باش. برای اینکه گرسنهاند و احشائشان هم از فقر مینالد. آدم ممکن است، خیلی هم ثروت داشته باشد، باز در پی افزونطلبی باشد. چرا در فکر زیادهطلبی است؟
حامد جلالیان
حجم
۶۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۴۴ صفحه
حجم
۶۷٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۸۷
تعداد صفحهها
۴۴ صفحه
قیمت:
۱,۵۰۰
تومان