جملات زیبای کتاب گودال پی | طاقچه
تصویر جلد کتاب گودال پی

بریده‌هایی از کتاب گودال پی

انتشارات:انتشارات خوب
امتیاز
۲.۵از ۲ رأی
۲٫۵
(۲)
حفاران تازه‌وارد رفته‌رفته به شرایط جدید خو گرفتند و به کار عادت کردند. هرکدامشان در فکر رهایی از بند این زندان بودند. یکی امید داشت سابقهٔ کاری برای خود دست‌وپا کند و بعد از آنجا برود و به مطالعه مشغول شود. دیگری منتظر فرصتی بود تا برای حرفه‌ای تازه در آینده دوباره آموزش ببیند و سومی ترجیح می‌داد پایش را به حزب باز کند و در دم‌ودستگاه رهبری ناپدید شود. همگی زمین را با شور و حرارت بیل می‌زدند و فکر نجات یک دم از ذهنشان دور نمی‌شد.
pinky moon
سافرونوف گفت: «خیلی خوب است دخترم. مادرت حتماً زنی بابصیرت و آگاه بوده! وقتی بچه‌هایی مثل تو هستند که حتی مادرشان را درست به یاد نمی‌آورند اما رفیق استالین را خوب می‌شناسند، مطمئنم قدرت شوروی ما روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»
pinky moon
گاه‌وبی‌گاه یلسی در مسیر می‌ایستاد و اطرافش را با چشم‌هایی تهی و خواب‌آلود برانداز می‌کرد. انگار تلاش می‌کرد چیزی را به خاطر بیاورد یا اینکه دنبال جایی دنج برای آرامش تیره و دلگیرش بود. اما سرزمین مادری‌اش مدت‌ها بود که برایش غریبه شده بود و به همین خاطر بهتر دید که چشمان خواب‌آلود و خاموشش را به زمین زیر پایش بدوزد.
pinky moon

حجم

۲۷۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

حجم

۲۷۷٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۲۴۸ صفحه

قیمت:
۱۳۰,۰۰۰
تومان