جملات زیبای کتاب برادر سیاهه | طاقچه
تصویر جلد کتاب برادر سیاهه

بریده‌هایی از کتاب برادر سیاهه

۴٫۷
(۳)
- تو همین‌الان نشون دادی که چقدر مشتاقِ این کاری. من می‌تونم خیلی چیزها بهت یاد بدم؛ اما انگیزه رو من نمی‌تونم بهت یاد بدم.
novelreader032
پس جنایت باید جای دیگری اتّفاق افتاده باشد؛ یا شاید هم نه! شاید بچهٔ سیاه دیگری، جایی دارد راه می‌رود.
کاربر... :)
چرا منطق جهان، مثل منطق اعداد نیست؟ عدد دو، دو است. همان چیزی است که هست؛ نمی‌تواند سه باشد، یا ده، یا حتّی یازده. اگر عدد بودم، هفت می‌شدم؛ هفت روز، هفت رنگِ رنگین‌کمان، هفت نُت یک گام موسیقیایی، هفت قاره، هفت دریا. نه «برادرسیاهه»؛ فقط هفت، هفت خوش‌شانس، هفت جادویی.
کاربر... :)
در این زمین مبارزه، دست‌کشیدنی وجود ندارد. درحالی‌که جلو می‌روی و عقب می‌کشی، باید هم نزدیک بمانی و هم فاصلهٔ ثابت را با حریفت حفظ کنی. همیشه به‌اندازهٔ یک جهش با هدف فاصله داری.
کاربر... :)
منظورتون جاسوسیه؟ - نه دونته؛ شناسایی. - فرقش چیه؟ - جاسوسی مال زمانیه که مخفی می‌شی. پنهانی عمل می‌کنی. شناسایی یعنی رصدکردنِ دشمن توی قلمروی خودش.
novelreader032
- هیچ کاری رو به‌خاطر کس دیگه انجام نده. به‌خاطر خودت انجامش بده. فقط خودت. هوش یعنی این.
novelreader032

حجم

۳۴۳٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۲۸ صفحه

حجم

۳۴۳٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۲۸ صفحه

قیمت:
۶۶,۰۰۰
تومان