جملات زیبای کتاب معمای مرگ لرد | طاقچه
تصویر جلد کتاب معمای مرگ لرد

بریده‌هایی از کتاب معمای مرگ لرد

دسته‌بندی:
امتیاز
۲.۹از ۸ رأی
۲٫۹
(۸)
رفته‌رفته هرچقدر جلوتر می‌رفت ترجیح می‌داد بیشتر با حیوانات باشه تا با مردم. هر بار هم که من دراین‌باره از ارباب می‌پرسیدم، می‌گفت که اون‌ها نه حریص‌اند، نه نادرست و مخرب».
E.k
حساسیت غذایی. با گوشت گاو مشکل داشته. ولی وقتی بهش فکر می‌کنم، موهای تنم سیخ میشه. یه‌چیزی تو این میون درست نیست و من نمی‌دونم چیه». «متوجه میشم. من هم همین احساس رو دارم. اگه اولین بار بود که اونجا می‌رفت، خب شاید، اما به‌عنوان یه مشتری ...؟». «به‌ندرت پیش می‌آد، حساسیت می‌تونه خودبه‌خود هم بروز کنه».
novelreader032