جملات زیبا از متن کتاب زینب، شکوه شکیبایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب زینب، شکوه شکیباییsubscriptionAvailable

کتاب زینب، شکوه شکیبایی

نوع کتاب
۴.۱ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
موسی صدر، مهدی فرخیان
انتشارات: 
امام موسی صدر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ذره
۲
هنگامی که سخنان زینب (س) و یزید را مقایسه می‌کنیم، زینب (س) را در اعلی‌علّیین می‌بینیم که با شخصی در اسفل‌سافلین سخن می‌گوید؛ با ادب و قدرت و قاطعیتِ هرچه تمام‌تر. در خطبۀ حضرت زینب (س) پاره‌هایی هست که به راستی آدمی را شگفت‌زده می‌کند و انسان در برابر این توان و قدرت چاره‌ای ندارد، جز اینکه سر احترام و تعظیم و تکریم فرود آورد.
ذره
۲
اینکه چگونه خداوند می‌پذیرد که حسین (ع) کشته شود و یزید پیروز. او توضیح می‌دهد و به یک آیه استدلال می‌کند: وَلَا یحْسَبَنَّ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیرٌ لِأَنْفُسِهِمْ ۚ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیزْدَادُوا إِثْمًا ۚ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِینٌ (آل عمران: ۱۷۸) کافران مپندارند که در مهلتی که به آنان می‌دهیم خیر آنان است. به آنان مهلت می‌دهیم تا بیشتر به گناهشان بیفزایند و برای آنان است عذابی خوارکننده.
LM
۲
آنچه پس از دفن اجساد سپاه عمرسعد روی داد، برای ما بسنده است. لشکریان عمرسعد، اجساد ناپاک کشتگان خود را دفن کردند و اجساد امام حسین (ع) و خاندانش و یارانش بر زمین ماندند. هنگامی که خواستند از کربلا به کوفه بروند، خاندان امام حسین (ع) و زنان و مادران و خواهران را از کنار قتلگاه و کشته‌شدگان گذراندند؛ یعنی سعی کردند که آنچه در نبرد بر کشته‌شدگان رفته بود، آشکار کنند. چرا این کار را کردند؟ برای اینکه خواستۀ امام حسین (ع) را بی‌اثر کنند. امام حسین (ع) می‌خواست که در زندگی و پس از مرگش مقتدر جلوه کند، اما آنان می‌خواستند که امام حسین را پیش و پس از مرگش ناتوان نشان دهند. می‌خواستند زنان را در برابر اجساد بیاورند، تا آنان بگریند، مغموم شوند، ناله کنند و
LM
۲
شیون و اظهارِ ناتوانی نبود، بلکه هنگام اظهار قدرت و صلابت بود و باید به جهانیان اعلام می‌شد که ما بدین‌جا آمدیم و می‌دانستیم چه رخ خواهد داد، با آسودگی این مقصود را اراده کردیم و به سوی آن ره سپردیم و به تکاپو افتادیم. از خداوند می‌خواهیم که آنان را از ما بپذیرد و اگر نبرد فداکاری بیشتری اقتضا می‌کند، ما آماده‌ایم. بنابراین، نقش حضرت زینب (س) این بود که رسالت امام حسین (ع) را در اظهار عزّت و شرافتِ نبرد، تکمیل کند
ذره
۱
به خدا سوگند هرگز چون حسین دلشکسته‌ای ندیدم که فرزندان و خاندانش کشته شده باشند و او مصمّم و استوار باشد.
ذره
۱
و لئن جرّت علی الدَّواهی مُخاطَبتُک یعنی سخن گفتن من با تو برای من مسئله‌ای طبیعی نیست. اما فجایع و مصیبت‌های بزرگ وادارم کرده است که با تو سخن بگویم. مصیبت‌ها وادارم کرد تا در برابر تو قرار بگیرم و با تو سخن بگویم. با این همه، این مسئله مانع احساس درونی من نمی‌شود: فلئن جرّت علی الدَّواهی مُخاطَبتُک انی لاستصغرُ قدرک و استعظمُ تقریعَک و استکثرُ توبیخَک. با این حال با تو سخن می‌گویم، اما تو را شایستۀ خطاب نمی‌دانم. از این بیشتر، تو حتی شایستۀ توبیخ و سرزنش هم نیستی. انسان کسی را نکوهش می‌کند که شایستگی نکوهش داشته باشد، اما تو شایستۀ سرزنش هم نیستی.
f.z
۱
لَبِسوا القلوبَ علی الدُّروعِ کأنّما یتَهافَتونَ علی ذَهابٍ الأنفسِ   قلب‌ها را بر روی زره نهاده بودند، گویی برای مرگ از یکدیگر پیشی می‌گرفتند.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
۱
او خود به این اهداف تصریح کرده است: إنَّنی ما خَرَجتُ أشرا و لا بَطراً این کار برای پیروزی بر کسی یا برابر کسی نبود، تا بگوییم کار تمام شد و ما راحت شدیم. هرگز چنین نیست. رسالتی که منظور نظر امام حسین (ع) بود، امروز نیز برجاست، زیرا که امّت برجاست. پس ما به جای آنکه از روی آرزو بگوییم: یا لَیتَنا کنّا مَعک فَنفُوز فوزاً عظیماً کاش با تو بودیم تا به سعادتی بزرگ نائل می‌شدیم می‌توانیم امروز او را یاری کنیم و او را در برابر دشمنش قدرتمندتر و اهدافش را محقّق سازیم. این کار شدنی است و در دسترس ماست.
LM
۱
عجز و ضعفشان ظاهر گردد. این صحنۀ وحشتناک را تصور کنید. زنان و فرزندان را در برابر اجساد آورده‌اند، هر یک از زنانْ برادر، همسر یا فرزندی در میان کشته‌شدگان دارند، اما گریه نمی‌کنند. آنان وظیفه داشتند که از زینب (س) پیروی کنند. حضرت زینب (س) بزرگ ایشان بود؛ پس، در همۀ امور از او پیروی می‌کردند. پشت سرِ حضرت زینب (س) رفتند. حضرت زینب (س)، در جلوِ آنان به جسد پاره‌پارۀ امام حسین (ع) رسید، جسدی که حتی یک عضو سالم در آن دیده نمی‌شد. با این حال، پوشیده از تیر و شمشیر و نیزه و سنگ بود، آن‌چنان که چیزی از آن پیدا نبود. نیازی نیست تاریخ این حوادث را روشن به ما بگوید. حضرت زینب (س) آمد و بر بالای جسد امام حسین (ع) ایستاد و
LM
۱
سنگ‌ها و نیزه‌ها و شمشیرها را کنار زد و جسد را با دو دست بلند کرد و گفت: اللّهمّ تقبّل منّا هذا القربان. خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر. این دلاوری را تصور کنید. حسین (ع) برای زینب (س) همه چیز است. بزرگان، پهلوانان و کوه‌ها در برابر این صحنه ناتوان‌اند، اما زینب ابداً چنین نیست: اللّهمّ تقبّل منّا هذا القربان. خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر. با این سخن، حضرت زینب اعلام داشت که این کار به اراده و خواست خود ما بوده است، نه اینکه بر ما تحمیل شده باشد. هیچ کس نگفت بیایید و کشته شوید. هیچ کس نگفت که قیام کنید و هیچ کس نبود که این کار را از ما بخواهد. ما با آزادی کامل آمدیم و این موضع را اتخاذ کردیم. آنچه به
LM
۱
دست آوردیم نتیجۀ خواست و ارادۀ خود ماست. ما حسین (ع) را برای دین خدا قربانی کردیم و از خدا می‌خواهیم که این قربانی را از ما بپذیرد. جز این هیچ چیز مهم نیست. چنان‌که در مجلس ابن‌زیاد، وقتی که از او پرسید: کار خدا را با برادرت چگونه یافتی؟ گفت: واللهِ ما رأیتُ الاّ جمیلاً، هؤلاءِ رجالُ کتَبَ اللهُ علیهِم القتلَ فَبَرزُوا إلی مضاجِعِهم. به خدا سوگند، جز نیکی ندیدم. آنان مردانی بودند که خداوند مرگ را برایشان مقدّر کرده بود و آنان به سوی آرامگاهشان شتافتند. بی‌شک، پس از این موضعِ حضرت زینب (س) در برابر شهادتِ سرورِ کشته‌شدگان و سیدِ شهدا دیگر زنان تکلیف خود را در برابر شهدای خود دانستند. چرا که زمان ناله و
ذره
۰
لَبِسوا القلوبَ علی الدُّروعِ کأنّما یتَهافَتونَ علی ذَهابٍ الأنفسِ   قلب‌ها را بر روی زره نهاده بودند، گویی برای مرگ از یکدیگر پیشی می‌گرفتند.
ذره
۰
اللّهمّ تقبّل منّا هذا القربان. خداوندا، این قربانی را از ما بپذیر. با این سخن، حضرت زینب اعلام داشت که این کار به اراده و خواست خود ما بوده است، نه اینکه بر ما تحمیل شده باشد.
کاربر ۱۰۳۸۳۶۴۱
۰
زینبِ مصیبت‌زده، همه جا، بی‌احساس مصیبت و بی‌آنکه در او خستگی و سختی راه نمایان باشد و بی‌آنکه اثری از اسارت در او دیده شود و بی‌ترس از سپاهیان مراقب و حتی بی‌هراس از حکام و بزرگ و کوچک آنان می‌ایستد و سخن می‌گوید. حضرت زینب (س) را در هر خطبه چنان بی‌اعتنا به همۀ مسائل روحی و جسمی می‌بینیم که گویی در خانه نشسته است و به هر خطبه‌ای که ادا می‌کند، می‌اندیشد و آن را بررسی می‌کند.