
٪۷۰
Negar
۴
این شهر را ببین
شهری که «زندانهایش پر است
از دوستان ما»
honey
۱
بازهم به ما میگویند
از حاکمان میگویند
آنها ریشهٔ رنج هستند
چرا رنجها بیپایان هستند
کسی میتواند به ما بگوید
پس انقلابیون چه میکنند
چرا کار را تمام نمیکنند
شاه که رفت به درک
کشیشان غرقِ در کثافت
اشراف چپیدند تو سوراخ
پس منتظر چه هستیم ما
Negar
۱
آنچنان به سلسله اندیشههایی
که از نسلی به نسلی سرایت کرد آلوده شدیم
که حتی بهترین کسان از ما
هنوز هم راه نجات از این آلودگی و ابهام را نمیدانند
Negar
۱
«یکی را به قتل رساندم تا هزاران نفر را نجات دهم»
Negar
۰
وانی پر از خون چیست
در برابر آن خونی که همچنان خواهد ریخت
روزگاری میپنداشتیم که چند صد جنازه کافی است
سپس دیدیم که هزاران جنازه هنوز کم است و کافی نیست
Negar
۰
«این چرخی که اکنون میچرخد را نمیتوان متوقف کرد
[این مردمِ تشنهیِ انتقام] هر رنج و مصیبتی را تحمل کردند
Negar
۰
[و طبیعت را تغییر میدهم]
«لازمهاش این است که
خود را از پستیات به اوج برسانی
خویشتن خویش را از درون بیرون بکشی
و همهچیز را با چشمانی نو ببینی
Negar
۰
آیا من «جلاد هستم یا مردی شکنجهشده»
من بیشرمانهترین شکنجهها و زجرها را ابداع میکنم
و هنگامیکه من آنها را برای خودم توصیف میکنم
من از خود آنها از این توصیف رنج میبرم
من به هر چیزی توانا هستم و همهچیز من را پر از وحشت میکند
Negar
۰
چگونه میتوانم این شهر را ترک کنم شهری که در آن تو را شناختم
عزیزترینم شارلوت
جا و مکان من اینجاست
