جملات زیبای کتاب ماراساد | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماراساد

بریده‌هایی از کتاب ماراساد

نویسنده:پیتر وایس
انتشارات:نشر نیماژ
امتیاز
۳.۰از ۷ رأی
۳٫۰
(۷)
این شهر را ببین شهری که «زندان‌هایش پر است از دوستان ما»
Negar
بازهم به ما می‌گویند از حاکمان می‌گویند آن‌ها ریشهٔ رنج هستند چرا رنج‌ها بی‌پایان هستند کسی می‌تواند به ما بگوید پس انقلابیون چه می‌کنند چرا کار را تمام نمی‌کنند شاه که رفت به درک کشیشان غرقِ در کثافت اشراف چپیدند تو سوراخ پس منتظر چه هستیم ما
honey
«یکی را به قتل رساندم تا هزاران نفر را نجات دهم»
Negar
وانی پر از خون چیست در برابر آن خونی که همچنان خواهد ریخت روزگاری می‌پنداشتیم که چند صد جنازه کافی است سپس دیدیم که هزاران جنازه هنوز کم است و کافی نیست
Negar
«این چرخی که اکنون می‌چرخد را نمی‌توان متوقف کرد [این مردمِ تشنه‌یِ انتقام] هر رنج و مصیبتی را تحمل کردند
Negar
[و طبیعت را تغییر می‌دهم] «لازمه‌اش این است که خود را از پستی‌ات به اوج برسانی خویشتن خویش را از درون بیرون بکشی و همه‌چیز را با چشمانی نو ببینی
Negar
آیا من «جلاد هستم یا مردی شکنجه‌شده» من بی‌شرمانه‌ترین شکنجه‌ها و زجرها را ابداع می‌کنم و هنگامی‌که من آن‌ها را برای خودم توصیف می‌کنم من از خود آن‌ها از این توصیف رنج می‌برم من به هر چیزی توانا هستم و همه‌چیز من را پر از وحشت می‌کند
Negar
آن‌چنان به سلسله اندیشه‌هایی که از نسلی به نسلی سرایت کرد آلوده شدیم که حتی بهترین کسان از ما هنوز هم راه نجات از این آلودگی و ابهام را نمی‌دانند
Negar
چگونه می‌توانم این شهر را ترک کنم شهری که در آن تو را شناختم عزیزترینم شارلوت جا و مکان من اینجاست
Negar

حجم

۲۶۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

حجم

۲۶۰٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۶۴ صفحه

قیمت:
۱۰۰,۰۰۰
تومان