
بریدههایی از کتاب پیش از آنکه بگذارم بروی
۳٫۷
(۳۲)
میدانیم که اعتیاد نوعی بیماری است؛ میدانیم که شکستِ اعتیاد کار بسیار سختی است و همینطور میدانیم که درمان آن هم کار طاقتفرسایی است.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
عشق بین دو خواهر هیچ کلیدِ خاموشیای ندارد؛ توقفی در آن نیست و هیچ راهی برای خراب شدن این رابطهٔ مستحکم وجود ندارد.
یك رهگذر
اعتیاد میتونه حتی صادقترین افراد رو تبدیل به یه متقلب حرفهای کنه.
یك رهگذر
بعضی وقتها خیلی راحتتره که مدعی بشی هیچی نیستی، تا اینکه قبول کنی آدم موفقی بودی و شکست خوردی.
یك رهگذر
بعضی وقتها برای اینکه بتونی یه کسی رو تشویق به کاری کنی، باید از یه راهِ متفاوت بهش نزدیک بشی.
یك رهگذر
احساس تنهایی و دلتنگی میکنم. با مادرم که حرف میزنم، انگار با سیارهٔ دیگری تماس میگیرم. دنیای او آنقدر با دنیای من متفاوت بود و فاصله داشت که بههیچوجه قادر به درک و پذیرشش نبودم.
کاربر ۳۷۸۲۶۳۸
من درهرصورت عاشق خواهرم هستم.
faem
یه روز که توی جنگل نشسته بودم، رو به خواهرم کردم و با صدای بلند گفتم: «ما میتونیم مامان بابا بازی کنیم؟»
و لکسی - باهوشترین بچهای که تابهحال دیدم؛ که تا اون سن، از خیلی جهتها حتی از مادرمون هم بیشتر به بلوغ فکری رسیده بود - به من خیره شد. بعد از یه لحظه، متفکرانه سری تکون داد و بعد گفت: «بازی کنیم... ولی فقط اگه من بتونم مادر باشم.»
faem
چشمک چشمک ستاره، میدونی چقدر میخوامت؟... در هر صبح و در هر شام، دوستت دارم فراوان...
faem
توی مغزم سؤالهای زیادی با صدایی ناهنجار در حال چرخیدن بود که تمامی نداشت: «چی میشد اگه...» و «چرا من...» و حتی کمی هم: «اگه فقط اون...»
faem
نباید به یک معتاد انگ زد و آن را مشکلی قلمداد کرد که باید حل شود: آن فرد میتواند خواهر یا برادر کسی باشد، بچه یا عموی دوستداشتنی یک نفر باشد. اعتیاد فوقالعاده بد و زشت است، اما قربانیان آن هرکدام برای خودشان داستان و زندگیای دارند که میتواند قابلِتأمل باشد.
faem
من عاشقتم، خواهر کوچولو!
faem
چیزی رو که هیچوقت نداشتی، هیچوقت از دست نمیدی؛ حتی توی شرایط بحرانی!
یك رهگذر
آدم فکر میکنه قانون توسط یه عده آدمهایی تصویب شده که تا حالا خودشون این قوانین گریبانشون رو نگرفته... که البته دقیقاً هم همین بوده!
یك رهگذر
کسانی که دلیلی برای نفرت داشتن ندارن، اصلاً درک نمیکنن که این قضیه چه بلایی سرِ آدم میآره. نفرت برای بارِ اول مثل یه نقطهٔ سیاه روی یه پارچهٔ سفیده؛ شما میتونی حسابی اون رو بسابی و بسابی و بشوری و بشوری... اما همیشه این لکه سرِ جای خودش میمونه؛ اون پارچه تا ابد عوض شده و تغییر کرده و دیگه پارچهٔ اولیه نیست.
و اگه زمان طولانیای توی این تنفر غرق بشی، دیگه این حس مثل عصبانیت و خشم متوقف میشه و فقط دردش حس میشه.
یك رهگذر
فکر میکردم هرچی بیشتر توی زندگی برنده بشی، چیزهای بیشتری رو از دست میدی.
یك رهگذر
آنی نباید اینطور میشد.
او دختر باهوشی بود.
آنی قویتر از این حرفها بود.
و حتی وقتی به این مسائل فکر میکردم، میدانستم که همهٔ این فکرها مسخره است، چون اعتیاد هیچ ارتباطی به بهتر بودن، قویتر بودن یا باهوشتر بودن نداشت.
یك رهگذر
کسی توی یه زمان یا از یه لحظهٔ خاصی به بعد، معتاد نمیشه. این رَوَندیه که خیلی نامحسوس و تدریجی اتفاق میافته. این حکایت همون مَثَلِ معروف قورباغهایه که وقتی توی آبِ در حال جوش میافته، متوجه خطری که تهدیدش میکنه، نمیشه و بعد آرومآروم جونش رو از دست میده. یه لیوان نوشیدنی نیست که تو رو مست میکنه؛ چیزی که باعث مستیِ تو میشه و از تو یه دائمالخمر میسازه، همون هزاران مزه کردنهای سادهست! اعتیاد هم یهجورهایی درست مثل عشق میمونه؛ در لحظههای اولیه، اصلاً نمیتونی تصور کنی که ممکنه این عشق درد هم همراه خودش داشته باشه. از عشق فقط خنده و لبخند و لحظههای شاد و دلپذیرش رو میبینی. درواقع عشق رو سپرِ بلای خودت تصور میکنی، تا اینکه متوجه میشی همهٔ اینها سرابی بیش نبوده و درواقع این عشق تیری بوده که خودت رو هدف گرفته!
یك رهگذر
آدم توی کل عمرش فقط یهباره که اینجوری عاشق میشه؛ عاشقی از روی سادهدلی. اینجور عاشق شدن هم همیشه عمیقترین لطمهها رو به آدم میزنه و بعد از اون، آدم حسابی عوض میشه و این عشق باعث میشه یه آدم دیگه بشه.
یك رهگذر
ما باید هرجایی دنبال شادی باشیم؛ حتی توی روزهای خیلی بد.
یك رهگذر
گمان میکنم گاهی پیشرفت واقعاً دو گام به جلو است و یک گام به عقب! اما مسئلهٔ مهم این است که ما همه در مسیر درستی حرکت کنیم.
یك رهگذر
حجم
۴۳۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۴۶۶ صفحه
حجم
۴۳۰٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۴۶۶ صفحه
قیمت:
۵۷,۰۰۰
تومان