
اسماء
۹۳
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
Atena
۹
از منِ بیخبر از حالِ خودم میپرسی؟
من به جز حالِ تو از کلِّ جهان، بیخبرم
🌀
۵
اشکِ پشتِ چشمِ تو چون آب در پشتِ سدَست
پلک خود را وا کنی این شهر دریا میشود
《 نرگس 》
۳
اشکِ پشتِ چشمِ تو چون آب در پشتِ سدَست
پلک خود را وا کنی این شهر دریا میشود
کاربر ۲۷۱۹۹۳۰
۳
گاهی اوقات دلم میخواهد
بروم پیشِ خدا
سر در آغوش نهم
وَ بگویم جانان
تا به کی منتظرِ لحظهیِ دیدار شوم
Baran Hhh
۲
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
《 نرگس 》
۲
الهی آسمون بی ماه نباشه
خوشیهای کسی کوتاه نباشه
الهی قلبه هر کس که اسیره
جز عاشق با کسی همراه نباشه
《 نرگس 》
۲
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
reza
۲
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
لیلیومِ عشقِ کتاب
۲
از منِ بیخبر از حالِ خودم میپرسی؟
من به جز حالِ تو از کلِّ جهان، بیخبرم
لیلیومِ عشقِ کتاب
۲
الهی آسمون بی ماه نباشه
خوشیهای کسی کوتاه نباشه
مهرنوش
۱
ای رفته از دیده، از این دل نمیروی
انگار نه، عاشق این دل نمیشوی
من صد قدم که نه، هزار گام آمدم
اما تو سویِ مخالفِ این قلب میدوی
از غصّهیِ ندیدنِ تو شبها و روزهاست
دلتنگ میشوم و تو از دست میروی
دورت شلوغ بود و شلوغ است عشقِ من
فریاد زدم اسمِ تو را، کاش بشنوی
مهرنوش
۱
دلم زندگیِ بیدرد میخواد
دلم یک عشقو یک همدرد میخواد
واسه بیخوابیایِ هرشبِ من
دلِ من، عشقِ من!... شبگرد میخواد
مهرنوش
۱
بعدِ تو، این شهر را با دستِ خود آتش زدم
کلِّ شهرم سوخت امّا جای پاهایِ تو نه
مهرنوش
۱
آشوب به پا کردی، از لحظهیِ آغازت
این قلب، غمی دارد از غصّهیِ پروازت
یک عمر تو سوزاندی، خود پایِ خیانتها
آخر که لیاقت کو آن کس شنوَد رازت
avin
۱
وَ بگویم جانان
تا به کی منتظرِ لحظهیِ دیدار شوم
avin
۱
من به جز حالِ تو از کلِّ جهان، بیخبرم
کاش میشد جانا
کاش میشد که تو را میدیدم
و کنارِ تو نفس دنیا را
میگرفتم سرِ دست
با تو ای جانِ جهان، تا ابد عشق
کنارِ دلِ ماست
avin
۱
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
rey
۰
از منِ بیخبر از حالِ خودم میپرسی؟
nima
۰
با تو ای جانِ جهان، تا ابد عشق
کنارِ دلِ ماست
