
بریدههایی از کتاب اغما
۴٫۷
(۱۵)
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
اسماء
از منِ بیخبر از حالِ خودم میپرسی؟
من به جز حالِ تو از کلِّ جهان، بیخبرم
Atena
اشکِ پشتِ چشمِ تو چون آب در پشتِ سدَست
پلک خود را وا کنی این شهر دریا میشود
《 نرگس 》
گاهی اوقات دلم میخواهد
بروم پیشِ خدا
سر در آغوش نهم
وَ بگویم جانان
تا به کی منتظرِ لحظهیِ دیدار شوم
کاربر ۲۷۱۹۹۳۰
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
Baran Hhh
الهی آسمون بی ماه نباشه
خوشیهای کسی کوتاه نباشه
الهی قلبه هر کس که اسیره
جز عاشق با کسی همراه نباشه
《 نرگس 》
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
《 نرگس 》
یک نفر میآید
که تو را میفهمد
و چنان غرق در آسایش او خواهی شد
که تمام غم و اندوهت را
به فراموشی آن عاشقیات خواهی داد
reza
از منِ بیخبر از حالِ خودم میپرسی؟
من به جز حالِ تو از کلِّ جهان، بیخبرم
لیلیومِ عشقِ کتاب
الهی آسمون بی ماه نباشه
خوشیهای کسی کوتاه نباشه
لیلیومِ عشقِ کتاب
ای رفته از دیده، از این دل نمیروی
انگار نه، عاشق این دل نمیشوی
من صد قدم که نه، هزار گام آمدم
اما تو سویِ مخالفِ این قلب میدوی
از غصّهیِ ندیدنِ تو شبها و روزهاست
دلتنگ میشوم و تو از دست میروی
دورت شلوغ بود و شلوغ است عشقِ من
فریاد زدم اسمِ تو را، کاش بشنوی
مهرنوش
دلم زندگیِ بیدرد میخواد
دلم یک عشقو یک همدرد میخواد
واسه بیخوابیایِ هرشبِ من
دلِ من، عشقِ من!... شبگرد میخواد
مهرنوش
بعدِ تو، این شهر را با دستِ خود آتش زدم
کلِّ شهرم سوخت امّا جای پاهایِ تو نه
مهرنوش
آشوب به پا کردی، از لحظهیِ آغازت
این قلب، غمی دارد از غصّهیِ پروازت
یک عمر تو سوزاندی، خود پایِ خیانتها
آخر که لیاقت کو آن کس شنوَد رازت
مهرنوش
حجم
۲۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه
حجم
۲۰٫۳ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۳۸ صفحه
قیمت:
رایگان