جملات زیبای کتاب تهران، آدم ها و کلاغ ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب تهران، آدم ها و کلاغ هاsubscriptionAvailable

کتاب تهران، آدم ها و کلاغ ها

نوع کتاببدون نظر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مریم قاسم پور
۱۹
قلبش مثل سقف یک خانهٔ قدیمی با بام‌های سفالی به پایین ریخت و در چشم‌هایش، صدای افتادن آن سقف را شنیدم
مریم قاسم پور
۰
از پنجره نگاه کردم، گردوی حیاط خانهٔ ما خشک و زرد شده بود. برگ‌های درخت توی تابستان روی زمین ریخته بود و درخت لخت و برهنه به چشم می‌خورد، انگار باد پیراهن درخت را از تنش درآورده و با خود برده بود.