جملات زیبای کتاب گل | طاقچه
تصویر جلد کتاب گل

بریده‌هایی از کتاب گل

۳٫۶
(۶۷)
جوهرهٔ وجودی انسان، دارای گوهری توانا و جانی والاست
یك رهگذر
ــ خدا نکنه، مرگ برای دشمنتون، شرمندگی شم مال روی سیاهش!
گل سرخ
مال دادنی رو باید داد، مال و منالم رو که نمی‌تونم با خودم تو قبر ببرم، کفنم که جیب نداره!...
n re
ــ فقط حواستون باشه آقا که مال یتیم نخورید! اقبال سری به توافق خم کرد، اما هم خودش می‌دانست و هم می‌دانست اختر السادات می‌داند که این مال را با تمام وجود می‌خواهند؛ هردو نفرشان (!) بقیهٔ این حرف‌ها فقط در حد همان حرف بود و لاغیر! اخترالسادات به خیال خودش می‌خواست بار مسئولیت خود را به دوش همسرش بگذارد و روز حساب و کتاب که رسید، به کل منکر ماجرا شود. شاید می‌خواست در پیشگاه خدا، همه چیز را به گردن دیگری بیندازد و خود اظهار بی‌اطلاعی کند. به هر حال او هم این راه را برای سبک کردن بار وجدانش انتخاب کرده بود و به غلط یا درستش فکر نمی‌کرد.
کاربر ۳۸۹۳۶۲۵
بی‌شرافت‌ترین کارها، اقدام جدایی فرزند از مادر بود
n re
دل که ببیند، فریاد "می‌خواهم می‌خواهم" سر می‌دهد و دیگر مهار کردن یک دل سر به هوا، کار آسانی نخواهد بود.
shiva._.f
پشت بندش کف دستش با حرص روی پیشانی‌اش نشست و به او تشر رفت: ــ دِ آخه چرا حرف منو عوض و دِگِز می‌کنی؟ و زیر لب "لااله الا الله"ای گفت و اضافه کرد: ــ من می‌گم این کارا درست نیست، فردا می‌گن این پسر در مقابل زن جماعت، حرمت خودشو نگه نمی‌داره!
دالیخانی

حجم

۲۶۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

حجم

۲۶۸٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۶۰ صفحه

قیمت:
۱۱۵,۰۰۰
تومان