
بریدههایی از کتاب روایتپژوهی داستانهای عامیانه ایرانی
۵٫۰
(۳)
داستان ـ در هر شکل و شمایل که باشد ـ آشکارا یا پنهان، چیزی سودمند در خود دارد؛ زیرا یا تجربهای را منتقل میکند و یا احساسی را برمیانگیزد.
محسن
روایت با تاریخ نوع بشر آغاز میشود و با زندگی بشر ادامه مییابد؛ همه طبقات اجتماعی و همه گروههای انسانی روایتهای خاص خود را دارند. انسانها نه فقط در بیداری، که در خواب نیز با روایت سروکار دارند.
محسن
هنر داستانگویی دارد به پایان خود نزدیک میشود. هرچه میگذرد کمتر به افرادی برمیخوریم که برخوردار از تواناییِ تعریف کردن یک حکایت به طرز درست باشند. هرچه میگذرد احساس شرمندگی از بیان آرزوی شنیدن یک داستان بیشتر میشود. گویی چیزی که به نظر میرسید از ما جداناشدنی است –یعنی تضمینشدهترین چیز از میان چیزهایی که داریم ـ از ما سلب شده است: توانایی برای مبادله تجربهها.
(والتر بنیامین)
شیما
هنر داستانگویی دارد به پایان خود نزدیک میشود. هرچه میگذرد کمتر به افرادی برمیخوریم که برخوردار از تواناییِ تعریف کردن یک حکایت به طرز درست باشند. هرچه میگذرد احساس شرمندگی از بیان آرزوی شنیدن یک داستان بیشتر میشود. گویی چیزی که به نظر میرسید از ما جداناشدنی است –یعنی تضمینشدهترین چیز از میان چیزهایی که داریم ـ از ما سلب شده است: توانایی برای مبادله تجربهها.
(والتر بنیامین)
شیما
مثلاً اگر در این داستانها، قاضی شخصیتی رشوهگیر و بیانصاف است، بیدلیل و از سرِ بازی نیست؛ اگر همیشه پادشاه، در داستان حضور دارد؛ اما هرگز او را در حال کنشِ پادشاهی و رتق و فتق امور مملکت نمیبینیم، بیسبب و از سرِ تصادف نیست؛ اگر وزرا و درباریان، کانا و بیخِرَد تصویر میشوند و مشکلاتشان را بهلول یا پیرمرد پوستفروش حل میکند، از سرِ شوخی نیست.
AMin
انسانها با ساختن داستانهای خارقالعاده که افراد در آن قادر به انجام هرکاری هستند، نیکوکاران پاداش و بدکاران جزا داده میشوند و هرچیز در جای مناسب خویش قرار دارد، به ترمیم روانِ نژند خویش در دنیای واقعی میپردازند.
AMin
