
کتاب هفت خان رستم
مجموعه داستانهای شاهنامه؛ جلد اول
پدیدآورندگان:
محسن دامادیانتشارات:
انتشارات کتابسرای نیک٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Fa Ne
۸۴
مادر مادر است، حتا اگر فرزندش رستم باشد، دلنگران میشود.
Fa Ne
۳۸
به نظرِ فردوسی: انسان در رنج و سختی پخته و باتجربه میشود. راحتی و تنآسایی درسی ندارد تا انسان چیزی بیاموزد.
سیّد جواد
۲۴
کمترین وظیفهی ما خواندنِ شاهنامه است. به فرزندانِ خود نیز بیاموزیم با خواندنِ شاهنامه، به فرهنگ، آیین و زبانِ خود مباهات کنند. برای کودکانی که خواندنِ شاهنامه برای آنها دشوار است، شاهنامه بخوانیم، تا تشویق شوند از کودکی، بزرگی کنند. زبان خود را بشناسند و دوست داشته باشند و برای نگاهداشتِ سندِ افتخارِ هویت ملی خود کوشش کنند.
سیّد جواد
۱۵
چه رازی در این داستانِ کمنظیرِ شاهنامه نهفته است؟
چرا رستم با آنکه فرزندِ خود را شناخت، در یکی از زیباترین داستانهای اندوهبار (تراژیک) جهان، با او مبارزه کرد و او را کشت؟
Fa Ne
۱۴
فردوسی میآموزد چون پیروزی یا موفقیتی بهدست آید، نباید گرفتارِ غرور شویم.
سیّد جواد
۹
این چنین پایانی شکوهمند برای داستانِ هفت خان، در این زمان، تنها در سینمای پرآوازه و جهانگیر آمریکا دیده میشود. ماموری دلاور و رویینتن از اف بی آی یا دیگر سازمانهای کارگزارِ سیستم این کشور برای نجاتِ رییس جمهور آمریکا از دستِ دشمنانِ او بسیار فداکاری و جانفشانی میکند و در پایان، آن مقامِ عالی بر کارهای آن قهرمان، آفرینها میخواند و مدالها میدهد.
شاعرِ بزرگِ ایران زمین، چنین داستانی را بیش از هزار سال پیش، با حماسهسرایی بینظیرِ خود آفریده است. داستانی که میتوان گفت، گویی الگویی برای معروفترین و موفقترین سینمای جهان بوده و در ایران نمایی نداشته است!
Fa Ne
۵
اگر بر دیو سپید پیروز شوم، نامِ من جاودان و برای مردم ایران همیشه قهرمان خواهم بود.
Z.B
۴
راه نفوذِ دیوها در فکرِ آدمها، خودِ آدمها هستند.
Z.B
۲
مقامِ دنیایی، مانندِ رخت و لباس ظاهری است. هر کس به تن کند، روزی بهناچار از تنِ او بیرون میآید.
Z.B
۲
خدا گفت: اما به کسانی که صادقانه مرا دوست دارند نمیتوانید نزدیک شوید
Faezeh
۲
زِ دشمن نهان داشت این هم ز دوست
Deep
۲
زمانی که خورشید بتابد و زمین گرم شود، تازه دیوِ سپید میخوابد، در آن زمان تو باید به دیوان حمله کنی.
بدو گفت اولاد، چون آفتاب
شود گرم، دیو اندر آید به خواب
*
گویی فردوسی میآموزد: دیوان سیاهدل، تابِ دیدنِ مهر و نورِ یزدان ندارند.
zahra heidari
۲
فردوسی میآموزد چون پیروزی یا موفقیتی بهدست آید، نباید گرفتارِ غرور شویم.
تارا
۱
آدمیزاد اِبنُالوَقت، یعنی فرصتطلب است.
Fa Ne
۱
سهم آدمی از دنیا جز تابوتی چوبی نخواهد بود.
Fa Ne
۱
میگویند انسان نسبت به دیگر مخلوقات از دو امتیازِ بزرگ، یعنی عقل و اراده برخوردار است، پس باید از روی خرد تصمیم بگیرد و با ارادهی آگاه عمل کند.
Fa Ne
۱
ای دل، ای دل! این روزگارِ نامراد، جامِ مِی و گل و بوستان را از تو دریغ کرده است!
Deep
۱
شاهنامه داستانِ آدمهای بیگانه و دور از ما نیست. گویی خودِ ما در آینهی داستانها هستیم؛
mazina
۱
پدر چون به فرزند مانَد جهان
کند آشکارا بَرو بَر نَهان
گَر او بِفکند فَر و نامِ پدر
تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
mazina
۱
که مازندران شهرِ ما یاد باد
همیشه بَر و بومَش آباد باد
که در بوستانش همیشه گُل است
به کوه اندرون، لاله و سنبل است
هوا خوشگُوار و زمین پُر نگار
نه گرم و نه سرد و همیشه بهار
... گُلابست گویی به جویش روان
همی شاد گردد زِ بویش روان
دی و بهمن و آذر و فَروَدین
همیشه پر از لاله بینی زمین
... بُتانِ پرستنده با تاجِ زر
همان نامدارانِ زرین کمر...
Deep
۱
به نظرِ فردوسی: انسان در رنج و سختی پخته و باتجربه میشود. راحتی و تنآسایی درسی ندارد تا انسان چیزی بیاموزد.
اقلیت
۱
یکی چاره باید نمودن بدین
که این بَد بگردد از ایران زمین
اقلیت
۱
مادر مادر است، حتا اگر فرزندش رستم باشد
Ali
۱
ازین کار یابی تو نامِ بلند
رهایی ده شاه را از گَزَند
نشاید بَرین کار آهِرمَنی
که آسایش آری، دگر دَم زنی
بَرَت را به ببرِ بیان سخت کن
سر از کار و اندیشه پَردَخته کن
Ali
۱
به نیروی رستم به بالای اوی
بیفتاد یک ران و یک پای او
*
گویی فردوسی میگوید: از دشمن تصویری میسازیم که قوی و شکستناپذیر است، اما چنین نیست، دیوی بر پای گِلی است.
کیهان
۱
جهان را چنین است رسم و نهاد
برآرَد ز خاک و دَهَدْشان به باد
ROMINA
۱
وقتی باد غرور در سر کسی باشد، برای دانایی و توانایی خود متر و معیارِ منطقی ندارد. فکر میکند همینکه بگوید چنین و چنانم، واقعاً هست. بگوید از دیگران برترم، شهامتِ بیشتری دارم، اثبات نمیخواهد.
ROMINA
۱
به نظرِ فردوسی: انسان در رنج و سختی پخته و باتجربه میشود. راحتی و تنآسایی درسی ندارد تا انسان چیزی بیاموزد.
ROMINA
۱
ایمان دارم پیروز خواهم شد، چون خدای نور مرا یاری میکند. پیروزی و روشنایی از آن ما خواهد بود. ما سرزمین و تاج و تخت را باز خواهیم یافت و درختِ پادشاهیِ ایران دوباره میوه خواهد داد.
lili
۱
شاهنامه داستانِ آدمهای بیگانه و دور از ما نیست. گویی خودِ ما در آینهی داستانها هستیم؛ زیرا در هر یک از ما نیز این گونه صفتها هست