
کتاب شکارچیان مجازی؛ جلد سوم
بازی زندگی
انتشارات:
انتشارات پرتقال٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
N.Zahra.M
۴
دیگه هیچوقت به هیچکس اعتماد نکن.
N.Zahra.M
۲
«مهم نیست من یا تو یا هر کس دیگهای چهفکری میکنیم. درست نیست. نمیشه همینجور راه افتاد و زندگی مردم رو ازشون دزدید.»
N.Zahra.M
۱
«همیشه امید وجود داره.»
کتاب زندگی
۱
صبح زود، برایسون با سقلمهای بیدارش کرد. «تمام شب حسابی خروپف میکردی! گمونم دیگه وقتشه وجود تنبلت رو از توی رختخواب بکشی بیرون. صدای چمنزن میدادی پسر. همهش کابوس گریوِرها رو میدیدم.»
مایکل احساس میکرد در تاریکترین گوردخمهٔ اعماق جهنم از مرگ برخاسته بود. نالهای طولانی سر داد اما حالوروزش بهتر نشد. «گریور؟! خدایی؟! خیال میکردم مامان و بابات اون بازی رو قدغن کرده بودن.»
برایسون خیره نگاهش کرد و دوتایی زدند زیر خنده. شاید زندگی واقعاً ادامه داشت.
N.Zahra.M
۰
«و این عین حقیقته. همیشه امید وجود داره، همیشه. فقط آدم نمیدونه زندگی یا مرگ ممکنه چی با خودشون به همراه بیارن. به نظرم همهمون میدونیم که دنیا کمی پیچیدهتر از چیزی شده که تصور میکردیم.»
کاربر ۹۵۹۹۴۶۰
۰
بالاخره واقعاً خوابش برد. راهی خوشایند برای فرار از رنج و پناه بردن به ظلمتی سیاهتر از تاریکی شب بود
