میگویم: «شاید مثل یه کبریت تو تاریکیه.»
اینیکی از جملههای موردعلاقهٔ مامان برای وقتهایی است که توی یک داستان گیر میافتد. آنوقت مدام برای خودش گزینههای مختلف و سرنخهای پنهانی درست میکند، هر بنبستی را به مسیری تازه تبدیل میکند، آن هم فقط با یک کلمه: شاید.
شاید طنابی توی یک چاه یا کلیدی برای یک در است.
شاید بهت کمک میکند راه خروج را پیدا کنی.