همیشه فکر میکردم این منم که دارم از تو مراقبت میکنم، اما دیگر فهمیدهام معمولاً تو بودی که ازم مراقبت میکردی.
تو بودی که بهم قدرت میدادی.
چون بهم اجازه نمیدادی دروغ بگویم.
چون معجزههایی کوچک نشانم میدادی.
چون همیشه در برابر سختیها میخندیدی.
کنار هم گروه خوبی بودیم.
و حالا تلاش میکنم، روکو. تلاش میکنم خندهات را همراه داشته باشم و رو به جلو حرکت کنم.
تلاش میکنم دوستت داشته باشم اما در امروز زندگی کنم، نه در دیروز.
رو به جلو رفتن، معنیاش ترک تو نیست. بالاخره این را درک کردم.
و فکر میکنم، اینکه چطوری زندگی کنی مهمتر است تا اینکه چقدر زندگی کنی. تمام خاطرات خوبی که با هم داشتیم و هر ذره از عشقی که بینمان بود هنوز میدرخشد. در قلبم تا ابد با هم هستیم و تا ابد هم با هم خواهیم ماند.