
ن. عادل
۱۶
«وای!» معلم به صورتم خیره مانده بود و لبخندش پهن و پهنتر میشد. «تو چی هستی؟»
book worm
۲
واقعاً باور دارم که آدم هرچه را به دنیا عرضه کند، به زندگی خودش برمیگردد و من تمام عشق و علاقهام را توی این راه گذاشتهام.
book worm
۰
«مامان و باباها یه وقتهایی عجیبوغریب میشن. تو این شکی نیست. یه چیزهایی رو مخفی میکنن. همیشه کار درست رو انجام نمیدن. گاهی اشتباه میکنن ولی اینجوری نیست که عمداً بخوان اذیتت کنن، ادی. اگه بهت دروغ گفتن، یا هنوز همهچی رو بهت نگفتن، حتماً یه دلیلی داشتن و به نظر من قبل از اینکه با عجله برای خودمون نتیجهگیری کنیم،