جملات زیبا از متن کتاب معمای دریاچه | طاقچه
تصویر جلد کتاب معمای دریاچهsubscriptionAvailable

کتاب معمای دریاچه

۴.۳(از ۳۹ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۳۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تاریکی باعث می‌شه بتونیم نور رو ببینیم.»
m
۱۹
خیلی باحاله آدم به چیزهایی فکر کنه که ممکنه وجود داشته باشن.»
aida
۱۶
همیشه آدم‌هایی در زندگی هستند که کمکت می‌کنند بتوانی از همان‌جایی که متوقف شده بودی زندگی را دوباره از سر بگیری.
aida
۱۱
اما وقتی همه‌چیز وارونه است، راحت‌تر می‌شود دید چطور چیزی که با عقل جور درنمی‌آید هنوز هم ارزش نگاه انداختن دارد.
aida
۸
بهترین راه برای کنار اومدن با ترس، روبه‌رو شدن باهاشه.»
aida
۷
دوست واقعی کسی است که وقتی ساکت کنارش می‌نشینی، حس می‌کنی حالت خوب است.
Ronia_sh
۷
نیمی از قلبش نیمهٔ دیگر قلب من را می‌سازد. من به‌خاطر او اینجا هستم، و او به‌خاطر من؛ تا ابد. و چیزهایی به این محکمی قرار نیست از بین بروند.
Inside the moon
۶
همهٔ ما یک زندگی قبلی داشتیم. حالا فقط ما مانده‌ایم با زندگی بعد از او.
Inside the moon
۵
تاریکی باعث می‌شه بتونیم نور رو ببینیم.»
aida
۴
نمی‌داند صدای سکوت در یک خانه چقدر می‌تواند بلند باشد.
اسمعیل زاده
۴
فقط اینکه من به روش خودم به دنیا نگاه می‌کردم؛ او هم به روش خودش.
غزل
۱
«وقتی از دیدن ماه صحبت می‌کنین، منظورتون بخش نقره‌فام درخشان اونه.» آقای دِیل می‌گوید: «درسته.» «اما وقتی اون رو روی یه کاغذ سفید می‌کشین، درواقع نمی‌تونین اون بخش رو بکشین.» به سیاهی‌هایی که مداد زغالی لیزا کشیده نگاه می‌کنم. «باید به‌جاش قسمت تاریک رو بکشین، و یه‌جورهایی از بخش تاریک برای نشون دادن روشنایی استفاده کنین.» کلمات واقعاً سریع‌تر از آنکه مغزم بتواند آن‌ها را سبک‌سنگین کند از دهانم بیرون می‌آیند. «پس در واقع نقاشی ماه رو نمی‌کشین. تاریکی‌ای رو می‌کشین که کم‌کم ماه رو جوری می‌پوشونه که انگار اصلاً اونجا نبوده.»
غزل
۱
صدایم خودم را هم متعجب می‌کند؛ کلمات تا وقتی در ذهنم بودند بهتر به نظر می‌رسیدند، اما دیگر راه برگشتی نیست.
غزل
۱
دریاچه پشت سرم زمزمه می‌کند. امواج شن‌ها را قلقلک می‌دهند و صدایش شبیه زمزمه‌ایست که از من می‌خواهد بمانم.
Ronia_sh
۱
برای همین آب را دوست دارم. تمام فضاهای خالی را پر می‌کند.
الف ط
۱
«بعضی وقت‌ها، فقط باید یه‌کم اون‌ورتر از نوک دماغ خودت رو ببینی.»
الف ط
۱
بعضی وقت‌ها مردم نمی‌خوان به کارهای احتمالاً غلطشون نگاه کنن. بعضی وقت‌ها یه نفر باید باشه با یه نگاه متفاوت، تا بتونه چیزهایی رو که نیاز به تغییر دارن ببینه.»
الف ط
۱
«من ذهنم رو باز می‌ذارم. هرگز نگو هرگز، خب؟»
mahour
۱
دریاچه پشت سرم زمزمه می‌کند. امواج شن‌ها را قلقلک می‌دهند و صدایش شبیه زمزمه‌ایست که از من می‌خواهد بمانم.
Ronia_sh
۰
دریاچه پشت سرم زمزمه می‌کند. امواج شن‌ها را قلقلک می‌دهند و صدایش شبیه زمزمه‌ایست که از من می‌خواهد بمانم.
Ronia_sh
۰
دوست واقعی کسی است که وقتی ساکت کنارش می‌نشینی، حس می‌کنی حالت خوب است.
Ronia_sh
۰