جملات زیبای کتاب درخت نفرین شده | طاقچه
تصویر جلد کتاب درخت نفرین شدهsubscriptionAvailable

کتاب درخت نفرین شده

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۳۰ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
chocolate
۳۴
افراد شجاع همیشه کار درست رو انجام می‌دن؛ حتی وقتی که از انجام‌دادنش ترسیده باشن.
🪷.Mohadd3.⛈️
۱۶
گفتن حقیقت، شجاعت می‌خواد.
🪷.Mohadd3.⛈️
۷
عادلانه نبود که سولومون را بعد از خواندن دوسه بخش از دفتر خاطراتش قضاوت کند. مردم همیشه در دفتر خاطراتشان چیزهای عجیبی می‌نویسند.
🪷.Mohadd3.⛈️
۶
افراد شجاع کار درست رو انجام می‌دن؛ حتی وقتی ترسیده باشن.
🪷.Mohadd3.⛈️
۴
از تو متشکرم جیسون! که دوستم داشتی و آن‌قدر به من ایمان داشتی که حتی خودم هم چاره‌ای جز باور کردن خودم نداشتم.
Black
۱
پلک‌هایش یک بار دیگر افتاد و این بار چشم‌هایش کاملاً بسته شدند. ناگهان، صدای وحشتناک خرد شدن چیزی سکوت را شکست. درخت تاو را رها کرد و او روی زمین سرد و سفت ولو شد. سرش را تکان داد. بلند شد و برگشت؛ ادوارد را دید که با ترس در چشمان خاکستری رنگ‌پریده‌اش دارد به سمت او می‌دود. ادوارد از آن‌طرف محوطه به سمت تاو دوید. شیرجه زد و بازوی تاو را گرفت و با یک حرکت سریع او را از روی زمین بلند کرد. بدون لحظه‌ای وقفه و حتی بدون نیم‌نگاهی به چشم‌های تاو، او را کشید و از درخت دور کرد. ذهن تاو دیگر پریشان نبود، گرمایی هم حس نمی‌کرد، تلوتلو می‌خورد و سعی می‌کرد خودش را به ادوارد برساند. همین‌طور که می‌دوید، زمین ناهموار پاهای برهنه‌اش را درد می‌آورد. وقتی به ردیف درخت‌ها رسیدند، ادوارد ایستاد. بازوی تاو را رها کرد و نفس‌نفس‌زنان به درخت کاجی تکیه داد.
sara22
۱
نگه داشتن یک راز به بدی دروغ گفتن است.
shido
۰
افراد شجاع همیشه کار درست رو انجام می‌دن؛ حتی وقتی که از انجام‌دادنش ترسیده باشن.