جملات زیبا از متن کتاب فرستنده؛ زویی واشینگتن | طاقچه
تصویر جلد کتاب فرستنده؛ زویی واشینگتنsubscriptionAvailable

کتاب فرستنده؛ زویی واشینگتن

نوع کتاب
۴.۷ امتیاز(از ۶۵ رأی)
پدیدآورندگان: 
جانی مارکس، مریم حیدریان

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زحل
۱۰
همیشه امید هست. اما معنی‌ش این نیست که برای ایجاد تغییر کافیه.
Fatemeh_Tohidi
۹
«طوری پای‌کوبی کن که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند.»
کتابخونِ کوچولو:)
۸
بعضی وقت‌ها ناپدری‌ام زیر دوش آواز می‌خواند و صدای گرگِ در حال مرگ می‌داد.
زحل
۷
مایا آنجلو یه جمله داره. می‌گه ‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.’ این جمله معمولاً برمی‌گرده به زمانی که بقیه اون روی بدشون رو بهت نشون می‌دن، اما من فکر می‌کنم دربارهٔ زمانی هم که مردم خوبی‌هاشون رو نشون می‌دن، صدق کنه.
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۵
«ببین هرکسی ابعاد مختلفی داره. مردم کاملاً سیاه... یا... کاملاً سفید نیستن. بعضی وقت‌ها آدم‌های خوب کار بد می‌کنن و آدم‌های بد کار خوب.»
booklover
۴
همه‌چیز درنهایت بهتر می‌شود.
وردة الحمراء
۳
همیشه امید هست. اما معنی‌ش این نیست که برای ایجاد تغییر کافیه
Fatemeh_Tohidi
۲
مثل این بود که کسی با مداد چیزی کشیده باشد و بخواهد پاکش کند. این‌جور موقع‌ها بیشتر خطوط مداد از بین می‌روند، اما بعضی وقت‌ها هم جایشان باقی می‌ماند، بنابراین هنوز یک‌جورهایی می‌شد چیزی را که پاک شده بود، دید. معذرت‌خواهی تروِر به من چنین حسی می‌داد، انگار می‌خواست با ببخشید گفتن، دردم را پاک کند، اما نمی‌توانست همه‌چیز را ناپدید کند.
booklover
۲
«طوری پای‌کوبی کن که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند.»
aida
۲
برای انجام هر کاری یه دنیا وقت دارم.»
anne...
۲
اما مثل این بود که کسی با مداد چیزی کشیده باشد و بخواهد پاکش کند. این‌جور موقع‌ها بیشتر خطوط مداد از بین می‌روند، اما بعضی وقت‌ها هم جایشان باقی می‌ماند، بنابراین هنوز یک‌جورهایی می‌شد چیزی را که پاک شده بود، دید.
roh.sargardan:)♡
۱
«طوری پای‌کوبی کن که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند.»
Fatemeh_Tohidi
۱
«مایا آنجلو یه جمله داره. می‌گه ‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.’ این جمله معمولاً برمی‌گرده به زمانی که بقیه اون روی بدشون رو بهت نشون می‌دن، اما من فکر می‌کنم دربارهٔ زمانی هم که مردم خوبی‌هاشون رو نشون می‌دن، صدق کنه.
ستیا
۱
‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.’
aida
۱
انگار که هیچ‌چیزی تغییر نکرده بود. اما مثل این بود که کسی با مداد چیزی کشیده باشد و بخواهد پاکش کند. این‌جور موقع‌ها بیشتر خطوط مداد از بین می‌روند، اما بعضی وقت‌ها هم جایشان باقی می‌ماند، بنابراین هنوز یک‌جورهایی می‌شد چیزی را که پاک شده بود، دید.
anne...
۱
آیا قرار بود کل تابستان خانه‌نشین بشوم و به‌اجبار حرف‌ها و خنده‌هایشان را که توی خانه‌مان می‌پیچید، بشنوم؟
کاربر ۱۵۸۲۹۰۵
۱
‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.
Book
۱
مردم کاملاً سیاه... یا... کاملاً سفید نیستن. بعضی وقت‌ها آدم‌های خوب کار بد می‌کنن و آدم‌های بد کار خوب.
Book
۱
گذشت، برای من هم کار سختیه، اما بهش یه‌جور دیگه فکر کن. این تویی که داری توی وجودت درد رو نگه می‌داری.
Book
۱
همکارانش هر خوراکی‌ای را که توی آبدارخانه بگذارد، می‌خورند.
وردة الحمراء
۱
در این بین خوشحال بودم که روز تولد دوازده‌سالگی‌ام نامه‌اش را پیدا کرده بودم و حالا توی زندگی من بود. همان‌جایی که به آن تعلق داشت.
کاربر ۱۰۴۱۸۵۷۰
۱
شاید اثر مداد پاک نمی‌شد، اما می‌توانستم تصمیم بگیرم که یک صفحهٔ جدید را باز کنم.
Fatemeh_Tohidi
۰
مامان گفت: «می‌دونم دلش برات تنگ شده.» دلتنگم بود؟ به نظر می‌رسید بدون من حالش خوب باشد. مامان گفت: «می‌دونی چیه؟ این اخلاقت به من رفته. گذشت، برای من هم کار سختیه، اما بهش یه‌جور دیگه فکر کن. این تویی که داری توی وجودت درد رو نگه می‌داری. دردی که تو می‌کشی، بیشتر از درد تروِره. اگر اون رو ببخشی بهت کمک می‌کنه تا از این رنج خلاص بشی و دوباره با دوستت آشتی کنی. یه بازی بُردبُرد.»
Black
۰
رفت و من با دقت نامه را تا کردم و توی پاکتش گذاشتم. کشوی میزتحریرم را باز کردم، دفتر ریاضی کلاس ششم را بیرون آوردم و پاکت را همین‌طوری بین دوتا از برگه‌هایش قایم کردم. همان شب، بعد از شام، رفتم توی اتاقم، در را بستم و نامهٔ مارکوس را دوباره خواندم. می‌دانستم با خودم قرار گذاشته‌ام فقط یک بار جواب نامه‌اش را بدهم، اما هنوز هم سؤال‌های زیادی داشتم تا از او بپرسم.
anne...
۰
«طوری پای‌کوبی کن که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند.»
anne...
۰
اما نامه‌های مارکوس باعث شده بودند بفهمم همیشه بخشی از وجودم خالی بوده، مثل تکه‌ای از قلبم.
Book
۰
«طوری پای‌کوبی کن که انگار کسی تو را تماشا نمی‌کند.»
Book
۰
‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.’ این جمله معمولاً برمی‌گرده به زمانی که بقیه اون روی بدشون رو بهت نشون می‌دن، اما من فکر می‌کنم دربارهٔ زمانی هم که مردم خوبی‌هاشون رو نشون می‌دن، صدق کنه.
Book
۰
همیشه امید هست. اما معنی‌ش این نیست که برای ایجاد تغییر کافیه.
mohammadjavad ghanbari
۰
‘وقتی یه نفر به شما نشون می‌ده که کیه، باورش کنین.’