ما دهه شصتیهای بیچاره. ما خردسالان همیشه در حال تربیت. یک مشت این کار را بکن و آن کار را نکن ریختند توی سر و صورت کودکیمان که هیچ وقت هیچ کدامشان درست نبودند. ما اولین نسخهٔ آزمایشی پدر و مادرها بعد از بحرانشان بودیم که باید تمام کارهایی را که دوست داشتند و دوست نداشتند از بر میشدیم. باید آداب معاشرتی را میدانستیم که هیچ وقت خودشان کسب نکردند.