
کتاب پیام گم گشته
عرفان بومیان استرالیا
انتشارات:
انتشارات کلک آزادگان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Morteza
۲۷
همهٔ انسانها فقط روحهایی هستند که به دیدن این جهان آمدهاند. همهٔ روحها ابدی هستند. همهٔ روابط بین انسانها فقط تجربههایی هستند که تا ابد ماندگارند. مردم حقیقی حلقهٔ هر تجربهای را کامل میکنند. ما همچون مردم شما کارها و روابط را ناتمام نمیگذاریم. اگر با احساس بدی از شخصی جدا شوی و حلقهٔ رابطهٔ شما کامل نشود، آن تجربه دوباره در زندگیات تکرار خواهد شد و آن قدر رنج خواهی برد تا یاد بگیری. خوب است که ببینی، بیاموزی و در نتیجهٔ هر رویدادی فرزانهتر شوی. خوب است که سپاسگزار باشی و با آرامش به راه خودت ادامه دهی.»
Marziyeh
۷
«خردمندانه بخواه، چون ممکن است هر چه بخواهی، به دست بیاوری.»
Morteza
۶
به رهبرانتان پیشنهاد کنید که دو طرف نزاع فقط به مدت پنج دقیقه بجنگند، آن گاه همهٔ پدر و مادرها به صحنهٔ جنگ بیایند و بدنهای تکهتکهشدهٔ فرزندان خود را جمع کنند، به خانه ببرند، به خاک بسپارند و برایشان سوگواری کنند. پس از آن که این کارها انجام شد، برای پنج دقیقهٔ بعدی جنگ، دو طرف با هم گفت و گو کنند. به این ترتیب، شاید جلوی جنگ گرفته شود. در جنگ بیمنطق، نمیتوان هیچ منطقی یافت.»
Marziyeh
۶
«احتیاج مادر اختراع است»،
Marziyeh
۶
فقط از طریق شیوهٔ زندگی و نوع رفتار و عملکرد میتوان به راستی بر شخصی دیگر تأثیر گذاشت.
Morteza
۵
ابوریجینیها حتی نوزادان خود را میخورند. پرسیدم که آیا این حقیقت دارد؟
بله. از روز ازل، انسانها همه چیز را آزمودهاند و ساکنان این قاره هم استثنا نبودهاند. برخی قبیلههای ابوریجینی پادشاه داشتهاند و بعضی حکمران زن. برخی افراد قبیلههای دیگر را میربودهاند و بعضی گوشت انسانها را میخوردهاند. در جوامع ما انسانها همدیگر را میکشند و جنازهها را رها میکنند تا بپوسند. آدمخواران آدمهای دیگر را میکشتند و از جنازهٔ آنها برای بقا استفاده میکردند. کار اینها نه بهتر از آنهاست و نه بدتر از آنها. آدمکشی، خواه برای دفاع باشد، خواه انتقام، راحتی یا تغذیه، به هر حال آدمکشیست. آن چه مردم حقیقی را از انسانهای نوع ما متمایز میکند، نکشتن انسانهاست.
آنها میگویند: «هیچ گونه اخلاقیاتی در جنگ وجود ندارد. با این وجود، آدمخواران هیچ گاه بیش از آن چه میتوانستند بخورند، نمیکشتند. در حالی که در جنگهای شما، هزاران نفر در چند دقیقه میمیرند.
Marziyeh
۵
در برخی شرایط، پاسخ مناسب، تسلیم است.
Marziyeh
۵
هر چه مالک چیزهای بیشتری باشید، ترس بیشتری خواهید داشت و سرانجام «چیزها» را کانون زندگی خود قرار میدهید.
mrym
۴
باید میآموختم که خودم را ببخشم و قضاوت نکنم و در عین حال، از گذشته بیاموزم. آنها به من نشان دادند که چه اندازه مهم است روراست باشم، خودم را بپذیرم و دوست بدارم تا بتوانم همین رفتار را با دیگران داشته باشم.
فاطمه ناجی
۳
«اگر بالاترین خیر من و بالاترین خیر همهٔ هستی در همه جا در این است، بگذار بیاموزم.»
فاطمه ناجی
۲
من در لحظهٔ مرگ پدرم کنارش بودم، دستش را گرفته و با مهر، پشتیبان او در سفرش بودم. روز پس از خاکسپاری از همسر پدرم خواستم تا یکی از وسایل پدرم، یک کراوات، یکه کلاه کهنه، یک دکمهٔ سردست یا هر چیزی را برای یادگاری به من بدهد. او نپذیرفت و گفت: «هیچ چیزی نمیدهم.» احتمالاً پیشتر، در برابر چنین رفتاری غمگین و آزرده میشدم، اما در آن لحظه در دل برای او دعا کردم و خانهٔ پدریام را ترک کردم. در حالی که از وجودم سربلند بودم، به آسمان آبی و صاف نگاه کردم و به پدرم چشمک زدم.
میدانم که اگر همسر پدرم با محبت به من گفته بود: «حتماً عزیزم! این خانه پر از وسایل پدر و مادرت است، هر چه میخواهی بردار!»، درسی نمیآموختم زیرا او مطابق با انتظار من رفتار کرده بود. هنگامی رشد کردم که آن چه را حق من بود، به من ندادند و من متوجه دوگانگی شدم.
کاربر ۷۷۳۹۹۲۲
۲
پس از آن که بازی به پایان رسید، یکی از مردان از من پرسید آیا این واقعیت دارد که برخی از مردم شما تا آخر عمر به استعدادهای خدادادیشان پی نمیبرند؟ مجبور بودم حرف او را تصدیق کنم: «بله! من بیمارانی دارم که بسیار افسرده هستند و احساس میکنند زندگی را از دست دادهاند، اما بیمارانی هم دارم که هدایایی به زندگی ارزانی داشتهاند. بله، بسیاری از ما استعدادهایمان را باور نداریم و تا دم مرگ به مقصود و هدف زندگی فکر نمیکنیم.» چشمان آن مرد پر از اشک شد و سرش را به نشانهٔ تأسف تکان داد. برای او پذیرش چنین واقعیتی دشوار بود.
او گفت: «چرا شما نمیبینید که اگر ترانهٔ من یک نفر را شاد کند، کار خوبی انجام شده است؟ حتی کمک کردن به یک فرد،
فاطمه مینایی
۲
گیاهان و درختها در سکوت برای ما انسانها آواز میخوانند و تنها خواستهای که از ما دارند، آن است که برایشان آواز بخوانیم
Marziyeh
۱
مردم حقیقی میتوانند تلهپاتی به کار ببرند، آن است که هیچ گاه دروغ نمیگویند. آنها هیچ چیزی را جعل نمیکنند، نیمیراست و نیمیدروغ حرف نمیزنند و به طور کلی هیچ دروغی نمیگویند؛ هیچ دروغی. در نتیجه، آنها چیزی برای پنهان کردن ندارند. این افراد از این که کسی ذهنشان را بخواند، بیمی ندارند و مشتاقانه همه چیز را با همدیگر در میان میگذارند.
Marziyeh
۱
رهبران حقیقی به ورای چارچوبها گام مینهند.
Marziyeh
۱
هر چیز یگانهای، هدفی دارد. هیچ پیشامد یا موجود نامناسب و اتفاقی وجود ندارد، اما پدیدههایی وجود دارند که انسانها نمیفهمند.
Marziyeh
۱
آب، غذا و شخصی که به او آب و غذا میدهند، مهم نیستند، بلکه احساس و عواطفی که شخص هنگام ابراز محبت خالص تجربه میکند، مهم است و به ثبت میرسد.
Marziyeh
۱
انسان فقط هنگامی واقعاً تغییر میکند که بخواهد و همه میتوانند یکایک ویژگیهای شخصیتی خود را دگرگون کنند. کنار گذاشتن برخی ویژگیها و به دست آوردن بعضی ویژگیهای دیگر، هیچ حد و مرزی ندارد.
Marziyeh
۱
راه حقیقی انسانها، همدلی و سهیم شدن است. مالکیت، نهایت طرد دیگران به منظور لذتجویی و خودخواهیست.
Marziyeh
۱
ترس نقشی مهم را برای بقای حیوانات بازی میکند، اما اگر انسانها در بارهٔ یگانهٔ مقدس بدانند و درک کنند که هستی یک واقعهٔ اتفاقی نیست، بلکه طرحیست که اندکاندک آشکار میشود، آن گاه نمیتوانند هراسان باقی بمانند.
Marziyeh
۱
«خدایا! آرامشی به من عطا کن تا بپذیرم آن چه را نمیتوانم تغییر دهم، شجاعتی که تغییر دهم هر آن چه میتوانم و خردی که تفاوت این دو را تشخیص دهم.»
mahla
۱
ما شیوهٔ زندگی شما را درک نمیکنیم، با آن موافق نیستیم و آن شیوه را برای خودمان نمیپذیریم، اما شما را داوری نمیکنیم. ما به موقعیت شما احترام میگذاریم. با در نظر گرفتن انتخابهایتان در گذشته و ارادهٔ آزادی که اکنون برای تصمیمگیری دارید، شما درست در همان جایی هستید که باید باشید
Maryam Gh
۱
«خدایا! آرامشی به من عطا کن تا بپذیرم آن چه را نمیتوانم تغییر دهم، شجاعتی که تغییر دهم هر آن چه میتوانم و خردی که تفاوت این دو را تشخیص دهم.»
سپیده اسکندری
۱
یکایک ما دو زندگی داریم: یک زندگی که در آن میآموزیم و یک زندگی که پس از آن میگذرانیم
pegahiz
۰
اندازهای گرسنه بشوم که کرم بخورم! با این حال، در آن لحظه در حال یادگیری درسی بودم: هرگز نگویید «هرگز».
pegahiz
۰
ترانهها واحد اندازهگیری مسافت بودند. آنها ما را با آواز خواندن از یک مکان به مکان دیگر میبردند
pegahiz
۰
افراد قبیله از زبان مکتوب دوری گزیدهاند، زیرا از نظر آنها نوشتن، نیروی حافظه را ضعیف میکند. با تمرین یادآوری، حافظه نیرومند باقی میماند.
فاطمه ناجی
۰
رهایی از دلبستگی به اشیا و برخی باورها، یکی از گامهای بسیار ضروری من یا هر انسانی در راه پیشروی به سوی بودن است.
فاطمه ناجی
۰
این افراد معتقد هستند که همهٔ پدیدههای روی زمین به دلیلی وجود دارند و هر چیزی دارای هدفیست. هیچ پیشامد و موجود نامناسب یا اتفاقی وجود ندارد. فقط سوء تفاهمها و رازهایی که هنوز برای بشر فانی درکشدنی نیست، وجود دارند.
فاطمه ناجی
۰
گیاهان و درختها در سکوت برای ما انسانها آواز میخوانند و تنها خواستهای که از ما دارند، آن است که برایشان آواز بخوانیم.