روزگاری در نهرهای کوهستان، ماهیهای قزلآلا شنا میکردند. میشد لبهٔ سفیدرنگ بالههایشان را که به نرمی در میان امواج رود پیچ و تاب میخوردند بر سطح کهربایی جریان آب دید. اگر یکی از ماهیها را در دست میگرفتی میتوانستی بوی خزه را از آن استشمام کنی. براق و عضلانی و پر پیچ و تاب بودند. روی پشتشان طرحهای مواجی دیده میشد که میگفتند نقشهٔ پیدایش جهان است. نقشه و هزارتوی چیزهایی که دیگر نمیشد به عقب برگرداند و دوباره از نو ساخت.