
٪۷۰
mery
۱۳
من از توان، تفکر، زیبایی و خوشاقبالی بیبهرهام، اما بدبختیام در این وضعیت نامتعارف در این است که به آن آگاهم. تنها استعدادی که دارم روشنبینی است.
mery
۷
«من انسانم. آگاهی و شعور دارم.»
«به چه دردت میخورد؟ فقط تو را درمانده کرده. بهتر است شعورت را نادیده بگیری.»
ندا آهوپای
۵
جوان! ما هرکدام از سه وجود تشکیل شدهایم. یک شیء که جسم ماست، یک وجود که روح ماست و یک آگاهی که در کلام ما نهفته است و آن همان چیزی است که دیگران دربارهٔ ما میگویند.
m_royaei
۳
به تو اطمینانخاطر میدهم که یادآوری خاطرات یک مرده از خاطرات یک زنده دلنشینتر است.
ندا آهوپای
۳
خواستهٔ افراطی علامت انسان بودن است
Melika.R
۲
نقاب جوانی و جذابیت از روی صورتها پریده بود. فشار و کینه و تحقیر و جاهطلبی و وقاحت و تنگنظری از پس نقابها دیده میشد.
Abyss
۲
هدف شما چه است؟ هیچ استعدادی در خود سراغ ندارید؟»
«نه.»
«جاهطلب هم نیستید؟»
«نه.»
«پس معطل نکنید و بپرید.»
Melika.R
۱
خود را بهخاطر آرامشی که داشتم سرزنش میکردم. حالا که همهچیز بر وفق مراد بود، اینهمه انزجار برای چه بود؟ باید قوی، محکم، خشن و هراسیده باشم! باید در این لحظات آخر احساساتم معنادار باشد!
Abyss
۱
لغزشهای اخلاقی او غیرقابلتحمل است: یا غمگین است یا واکنشهای افراطی دارد.
behrad ghasemzade
۰
پدرم گفت: «قبل از هر چیز باید بگویم که همسرم دیگر نمیشنود. اگرچه جسمش اینجاست، اما روحش جای دیگری است. چیزی هم نمیبیند. اگر از او دور شوم، گریه میکند.»
«پزشکان در این باره چه نظری دارند؟»
آنها میگویند او بیش از توانش درد و رنج تحمل کرده و تصمیم گرفته دیگر درد و رنجی نکشد. خودش را از دنیا کنار کشیده.
Melika.R
۰
زندگی من چون مفهومی نداشت باید پایان میگرفت.
Melika.R
۰
«از لحظهای که یک اثر بهوجود میآید، خیال و رؤیا میآفریند
کاربر نیوشک
۰
حسود فقط بر کسی تف میاندازد که از او برتر باشد.
m_royaei
۰
تنهایی ما باعث شده بود احساساتی شویم، و برای هر کلمهٔ بیارزشی، مفهومی رازآمیز بیابیم، درعینحال بسیار صمیمی.
