جملات زیبای کتاب خالکوب آشوویتس | طاقچه
تصویر جلد کتاب خالکوب آشوویتس

بریده‌هایی از کتاب خالکوب آشوویتس

نویسنده:هدر موریس
انتشارات:نشر معیار علم
دسته‌بندی:
امتیاز
۴.۰از ۵ رأی
۴٫۰
(۵)
اما چشمانش در نظر لالی می‌رقصند. با نگاه کردن به چشم‌هایش گویی که قلبش برای اولین بار به‌طور هم‌زمان، هم می‌تپد و هم از تپش ایستاده، جوری می‌کوبد که انگار قرار است از سینه‌اش بیرون بزند.
zahrakhalilnezhad
اون می‌خواست «یک انسان» رو نجات بده.» لالی جملهٔ او را تمام می‌کند: «نجات یک انسان نجات یک دنیاست.»
zahrakhalilnezhad
«اول باید یاد بگیری که وقتی حرف می‌زنه بهش گوش بدی؛ حتی اگه خیلی خسته هستی. هیچ‌وقت نذار خستگی‌ت مانع گوش‌کردن به حرف‌های اون بشه. ببین از چه‌چیزایی خوشش می‌آد و مهم‌تر از همه از چه‌چیزایی خوشش نمی‌آد. هروقت تونستی براش هدایای کوچیک بخر، مثل گل و شکلات. خانوما از این چیزا خوش‌شون می‌آد.»
zahrakhalilnezhad
اما انگشتانش را با ملایمت تمام روی زخم‌های او می‌کشد. لب‌هایش نیز انگشتانش را همراهی می‌کنند و لالی می‌فهمد که دیگر لازم نیست حرفی بزند. اشک به چشمان لالی هجوم می‌آورد؛ اما جلوی ریختن‌شان را می‌گیرد. این عمیق‌ترین عشقی است که تابه‌حال حس کرده.
zahrakhalilnezhad
روی زانوهایش می‌افتد. عق می‌زند. هیچ‌چیزی برای بالاآوردن ندارد؛ تنها مایعی که در بدنش وجود دارد اشک است.
zahrakhalilnezhad
«مراقب باش لالی؛ حواست به چیزهای کوچیک باشه. چیزهای بزرگ خودشون روبه‌راه می‌شن.»
zahrakhalilnezhad

حجم

۳۲۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

حجم

۳۲۱٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۳۳۰ صفحه

قیمت:
۱۵,۵۰۰
تومان