قرآن خوندنهای محمدحسین رو یادم نمیره. هیچ وقت از قرآن خوندن خجالت نمیکشید، هرچند که صداش خیلی عالی هم نبود. اما نهایت تلاشش رو میکرد که قرآن رو صحیح و با لحن عربی بخونه. عینکش رو در میآورد؛ و خیلی مصمم شروع میکرد به قرآن خوندن، و این قدر توی حس و حال بود که بدنش کمی جلو و عقب میشد. شنیدم که در تورنتو هم حلقههای قرآن راه میانداخت.