
دانلود و خرید کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد
معرفی کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد
کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد نوشتهی شاهین شاکری اثری است که از دل تجربهی چند سالهی نویسنده در تدریس مدیریت زمان و کار با مدیران و افراد پرمشغله شکل گرفته است. نشر مدیران ایران زمین آن کتاب را منتشر کرده است و کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد با گویندگی خود شاهین شاکری در دسترس مخاطبان قرار گرفته تا شنونده همزمان صدای نویسنده و نگاه شخصی او به موضوع را تجربه کند. نویسنده در همان مقدمه با لحنی صریح و خودافشاگر از شرمندگیهای دیر رسیدن، کارهای تلنبار شده، بیانگیزگی، ناتوانی در نهگفتن و کلافگی از مزاحمت دیگران میگوید و توضیح میدهد که چگونه با تغییر نگاه به زمان و انرژی، وضعیت خودش را عوض کرده است. او تأکید کرده است که این کتاب صوتی برای مدیران و افراد پرمشغلهای تهیه شده که میخواهند بهرهوری خود و تیمشان را بالا ببرند و در عین حال زندگی شخصیشان را هم از دست ندهند. در این کتاب صوتی بهجای تکرار کلیشههای رایج مدیریت زمان، روی چند محور اصلی تمرکز شده است: تعریف هدفهای دوستداشتنی و مشخص، اولویتبندی هوشمندانه، تفویض اختیار، مدیریت انرژی جسمی و ذهنی و احساسی، شناخت ساعت درونی، کار عمیق، برخورد با دزدان زمان و در نهایت پاسخ به این سؤال که چرا با وجود دانستن همهی اینها، باز هم بسیاری از افراد آنها را اجرا نمیکنند. تمرینهای عملی، مثالهای شخصی و ارجاع به کتابها و پژوهشهای مختلف، فضای آن کتاب را از یک مجموعه شعار فاصله داده و به یک گفتوگوی کاربردی نزدیک کرده است.
درباره کتاب چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد
کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد با طرح یک پرسش ساده شروع میشود: اگر مدیریت زمان اینهمه آموزش داده شده چرا هنوز اینقدر آدمها از کمبود وقت، کارهای ناتمام و استرس رنج میبرند؟ شاهین شاکری در این کتاب صوتی ابتدا تجربههای شخصی خودش از بینظمی، تعلل، شرمندگی از دیر رسیدن و کارهای عقبافتاده را روایت کرده است و بعد بهتدریج لایههای مختلف مسئله را باز میکند؛ از تعریف هدف و آرزو تا تبدیل آنها به هدفهای اسمارت، از انتخاب «قورباغهی بزرگ» روز تا طراحی کارهای خاص و دوستداشتنی که ارزش تعریفکردن برای دیگران را داشته باشد. در فصلهای ابتدایی کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد شنونده با مفاهیمی مثل قورباغهی بزرگ، هدفگذاری هوشمند، سه دستهی اهداف کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت و تفاوت آرزو و هدف آشنا میشود. در ادامهی کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد نویسنده وارد جزئیات فنیتر میشود: روشهای اولویتبندی مثل قانون دو دقیقه، ماتریس استفان کاوی، قانون پارتو و قانون وارن بافت؛ سپس بحث تفویض اختیار، انتخاب کارهایی که باید واگذار شوند، نحوهی واگذاری مؤثر، نقش مدیر و کارمند در تفویض و حتی استفاده از ابزارهایی مثل ترلو برای مدیریت کارها. فصلهای بعدی به مدیریت انرژی اختصاص دارد؛ جایی که چهار منبع انرژی جسم، ذهن، روح و احساس معرفی شده و برای هرکدام مثالها و پیشنهادهای مشخصی مثل ورزش، خواب، تغذیه، یادگیری، مدیتیشن، کمک به دیگران و لذتهای کوچک روزمره آورده شده است. بخش ساعت درونی و بیوریتم، به کتاب کی دنیل پینک ارجاع داده و سه تیپ چکاوک، جغد و دستهی میانی را توضیح داده است. سپس تکنیکهایی مثل پومودورو، قانون ۵ ثانیه، محدودیت زمانی، نوشتن سینهکاری، انضباط شخصی، مدیریت وقفهها، زمانهای سیاه و سفید و خاکستری، برخورد با دزدان زمان، مدیریت تماسها و جلسات، شناخت تیپهای وظیفهگرا و ارتباطی و در نهایت فصل پایانی دربارهی انگیزه و نیازها و اینکه چرا بدون انگیزهی درونی، هیچ تکنیک مدیریت زمانی جواب نمیدهد، مطرح شده است. ساختار کتاب از مقدمه و چندین فصل موضوعمحور تشکیل شده که هر فصل با مثالها و تمرینهای عملی همراه است و در پایان هم جمعبندی روشنی از حلقهی مفقودهی مدیریت زمان ارائه شده است.
خلاصه کتاب چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد
در این کتاب صوتی نویسنده از یک نقطهی بسیار شخصی شروع میکند: احساس شرمندگی از دیر رسیدن، کارهای تلنبار شده، ناتوانی در نهگفتن و حس تمامشدن زمان بعد از عبور از ۳۵ سالگی. از همینجا مسئلهی اصلی شکل میگیرد: مدیریت زمان فقط دانستن تکنیک نیست، بلکه ترکیبی از هدف، انتخاب، انرژی و انگیزه است. در فصلهای آغازین، شنونده با مفهوم «قورباغهی بزرگ» آشنا میشود؛ کاری که سختتر و مهمتر است و باید زودتر انجام شود. اما نویسنده به توصیهی سادهی «قورباغهات را قورت بده» بسنده نکرده است و توضیح داده که قورباغهی هرکس در چه زمانی و با چه شرایطی باید انتخاب شود. او با مثالهای روزمره مثل مطالعه در مترو یا تغییر زمان مطالعه از آخر شب به اول صبح نشان داده است که بازدهی در زمانهای مختلف برای کارهای مختلف فرق دارد و هرکس باید قورباغهی خودش را متناسب با ریتم بدن و ذهنش انتخاب کند. سپس بحث هدفگذاری مطرح میشود: تفاوت آرزو و هدف، ویژگیهای هدف اسمارت (مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زماندار) و تقسیم اهداف به کوتاهمدت و میانمدت و بلندمدت. نویسنده از شنونده میخواهد سه کار بزرگ، رویایی و دوستداشتنی برای یکی دو ماه آینده بنویسد تا همیشه حداقل یک کار ارزشمند در ذهن داشته باشد. بعد از این مقدمه، کتاب وارد حوزهی اولویتبندی میشود: قانون دو دقیقه برای حذف کارهای ریز، ماتریس استفان کاوی برای تفکیک کارهای مهم و فوری، قانون پارتو برای تمرکز روی ۲۰ درصد کارهای اثرگذار و قانون وارن بافت برای محدودکردن تعداد اهداف اصلی زندگی. نتیجهی این بخش این است که برای مدیریت زمان بهتر باید هم لیست کارها نوشته شود و هم شجاعت حذف و واگذاری و تمرکز بر تعداد کمی کار مهم بهدست آید. فصل تفویض اختیار نشان میدهد که چرا بسیاری از افراد حاضر نیستند کارها را واگذار کنند و چگونه میتوان با محاسبهی ارزش هر ساعت، واگذاری را توجیه کرد. نویسنده توضیح داده است که چه کارهایی قابل واگذاریاند، چگونه باید انتظارات، زمان تحویل، ابزارها، بایدها و نبایدها و حیطهی اختیار را برای فرد مشخص کرد و چرا تفکیک نقش «مدیر» و «کارمند» در هر کار ضروری است؛ حتی وقتی هر دو نقش در یک نفر جمع شده باشد. بخش مدیریت انرژی چهار منبع انرژی جسمی، ذهنی، روحی و احساسی را معرفی میکند و برای هرکدام پیشنهادهای عملی میدهد: ورزش، خواب کافی، تغذیهی مناسب، تنفس آرام، یادگیری مستمر، خالیکردن ذهن از پروندههای باز (با الهام از گتینگ تینگز دان)، پرهیز از چندکارگی، مدیتیشن، توجه به معنویت، کمک به دیگران، لذت بردن از طبیعت، انجام کارهای هنری و محدودکردن مواجهه با اخبار و شبکههای اجتماعی. مثال اردیبهشت ۹۷ و فهرست کارهایی که نویسنده در یک ماه انجام داده است، نمونهای از ترکیب مدیریت زمان و مدیریت انرژی در عمل است. در فصل ساعت درونی، کتاب به سه تیپ چکاوک، جغد و دستهی میانی میپردازد و توضیح میدهد که هرکس در طول روز سه مرحلهی اوج، افت و بازیابی را تجربه میکند. راهکارهایی مثل استراحتهای کوتاه بدون موبایل، ناهار جدا از کار، چرت ۲۰ دقیقهای، قهوهخواب و وقفهی آگاهانه قبل از تصمیمگیری در زمان افت، برای مدیریت بهتر این ریتم پیشنهاد شده است. اشارهای هم به بیوریتم و محدودیتهای آن شده تا شنونده بداند نباید همهچیز را گردن نمودارها بیندازد. بخش تکنیکها شامل خردکردن پروژهها به کارهای کوچک، استفاده از تکنیک کیس، شکستن غول کارها، پومودورو (۲۵ دقیقه کار متمرکز + ۵ دقیقه استراحت)، قانون ۵ ثانیه مل رابینز برای شروع سریع، ایجاد محدودیت زمانی، نوشتن سینهکاری روزانه و انضباط شخصی است. نویسنده تأکید کرده است که حس و حال انجام کار با صبرکردن بهوجود نمیآید و باید به برنامه متعهد ماند. در فصل دزدان زمان، شنونده یاد میگیرد چگونه با ثبت دقیق برنامهی روزانه، دزدهای زمان مثل شبکههای اجتماعی، گپهای بیهدف، ایمیلهای بیارزش و جلسات طولانی را شناسایی و برای هرکدام تصمیم مشخصی بگیرد. سپس بحث وقفهها و تمرکز مطرح میشود: زمانهای سیاه (کار متمرکز)، سفید (تفریح آگاهانه) و خاکستری (مخلوط بیفایدهی این دو)، و راهکارهایی برای حذف وقفهها مثل خاموشکردن اعلانها، بستن در، استفاده از پنبهگوش یا هدفون، تنظیم پومودورو و استفاده از برگهی سبز/قرمز برای اطلاعدادن وضعیت تمرکز به دیگران. کتاب در ادامه به اشتباهات رایج افراد باهوش در مدیریت زمان میپردازد: پیچیدهکردن مسائل ساده، چندکارگی، کمالگرایی، ناتوانی در نهگفتن، برآورد غلط زمان، مقاومت در برابر تفویض و بیاعتمادی به راهحلهای ساده. سپس مدیریت زمان در ارتباط با دیگران بررسی میشود: شناخت تیپهای وظیفهگرا و ارتباطی، مدیریت تماسهای تلفنی، کوتاهکردن مکالمات، استفادهی هوشمندانه از پیامک و هدست، و برگزاری جلسات مؤثرتر با هدف روشن، دستور جلسه، محدودیت زمان، تعداد کم افراد و پیگیری بعد از جلسه. در فصل پایانی، نویسنده به حلقهی مفقوده میرسد: انگیزه. او توضیح داده است که بسیاری از افراد تکنیکها را میدانند اما چون نیاز و انگیزهی درونی ندارند، آنها را اجرا نمیکنند. با مثالهایی از کارمند بیتفاوت، مدیر بدون نظارت، جوانی که خرجش را خانواده میدهد، دانشجویی که هدف روشنی ندارد و در مقابل، کسانی که درآمد، رشد، مهاجرت یا حتی مراسم عروسی برایشان انگیزهی قوی ساخته است، نشان داده شده که مدیریت زمان زمانی جواب میدهد که کارها به نیازها و آرزوهای واقعی گره بخورند. فهرست ۲۶ نیاز انسانی (از هویت و آزادی و امنیت تا لذت، رشد، آرامش و احساس ارزشمندی) ارائه شده و پیشنهاد شده است که هرکس نیازهای پررنگ خودش را شناسایی کند و کارهایش را به آنها وصل کند. در نهایت، سه وضعیت برای کارمند بیانگیزه مطرح شده است: ناتوانی (قابل حل با آموزش)، وجود مشکل یا دغدغه (قابل حل با حمایت و توجه) و بینیازی و بیهدفی (که در صورت اصلاحنشدن، بهترین راه، قطع همکاری است). پیام نهایی این است که مدیریت زمان محصول همزمان هدف، اولویت، انرژی و انگیزه است و نبود هرکدام، کل سیستم را از کار میاندازد.
چرا باید کتاب چرا مدیریت زمان جواب نمی دهد را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی چند دستاورد مهم به همراه دارد. نخست اینکه شنونده فقط با فهرستی از تکنیکها روبهرو نیست، بلکه میبیند هر تکنیک در چه موقعیتی به کار میآید و چه محدودیتهایی دارد. نویسنده در کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد از مثالهای واقعی زندگی خودش و اطرافیانش استفاده کرده است تا نشان دهد قانون دو دقیقه، ماتریس کاوی، پارتو، پومودورو، تفویض اختیار، سینهکاری و مدیریت وقفهها چگونه در زندگی روزمرهی یک مدیر ایرانی قابل اجراست. دوم اینکه در آن کتاب بهجای تمرکز صرف بر «چطور بیشتر کار کنیم»، روی «چطور کارهای درستتری انجام دهیم و در عین حال انرژی و حال خوبمان را حفظ کنیم» تأکید شده است. بحث چهار منبع انرژی، ساعت درونی، زمانهای اوج و افت، و ترکیب مدیریت زمان با مدیریت انرژی، کمک میکند شنونده بفهمد چرا بعضی ساعتها هر کاری میکند پیش نمیرود و چطور میتواند برنامهاش را با ریتم بدن و ذهنش هماهنگ کند. سوم اینکه کتاب صوتی چرا مدیریت زمان جواب نمیدهد به حلقهی مفقودهی انگیزه پرداخته است؛ جایی که بسیاری از کتابها ساکت میمانند. توضیح اینکه چرا دانستن تکنیک کافی نیست، چگونه نیازها و آرزوها میتوانند به کارها گره بخورند و در چه شرایطی حتی آموزش مدیریت زمان هم کمکی نمیکند، برای مدیران و کسانی که با افراد بیانگیزه کار میکنند بسیار راهگشاست. چهارم اینکه تمرینها و کارهای عملی در طول کتاب، شنونده را از حالت شنیدن منفعل خارج میکند. نوشتن لیست کارها، تکمیل ماتریس کاوی، انتخاب ۲۰ درصد مهمتر، طراحی سینهکاری، شناسایی دزدان زمان و ثبت برنامهی روزانه، اگر جدی گرفته شود میتواند در مدت کوتاهی تصویر روشنی از وضعیت فعلی زمان و انرژی هر فرد ارائه کند. در نهایت، این کتاب صوتی برای فضای کاری و فرهنگی ایران نوشته شده است؛ از مثالهای روزمرهی مترو و تاکسی و مهمانی و شبکههای اجتماعی تا اشاره به دین، صلهرحم، نماز، و حتی سایتها و ابزارهای فارسی برای استخدام و برونسپاری. همین بومیبودن باعث میشود شنونده راحتتر خودش را در موقعیتهای مطرحشده ببیند و راهحلها را در زندگی واقعی امتحان کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به مدیران و سرپرستانی پیشنهاد میشود که با کمبود وقت، جلسات طولانی، کارهای ناتمام و تیمهای بیانگیزه دستوپنجه نرم میکنند و میخواهند هم برنامهریزی خودشان و هم عملکرد نیروهایشان را بهبود دهند. به کارمندان، فریلنسرها و صاحبان کسبوکار کوچکی پیشنهاد میشود که کارهای زیادی روی سرشان ریخته، اما نمیدانند از کجا شروع کنند، چطور اولویتبندی کنند و چه چیزهایی را باید واگذار کنند. به دانشجویان و کسانی پیشنهاد میشود که برای درسخواندن، یادگیری زبان، پروژههای شخصی یا کنکور برنامه میریزند اما مدام تعلل میکنند و بهدنبال راهی برای افزایش تمرکز و کاهش حواسپرتی هستند. به افرادی پیشنهاد میشود که احساس میکنند انرژی ندارند، از روزمرگی خسته شدهاند، کارهای مهمشان عقب میافتد و میخواهند رابطهی بین انرژی، انگیزه و مدیریت زمان را بهتر بفهمند. همچنین به مدیران منابع انسانی و مربیانی پیشنهاد میشود که با افراد بیانگیزه سروکار دارند و بهدنبال درکی عمیقتر از این هستند که چرا آموزش صرفِ تکنیکهای مدیریت زمان، بدون توجه به نیازها و انگیزهها، نتیجهی چندانی بههمراه نمیآورد.
زمان
۲ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱۱۹٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۱۰ دقیقه
حجم
۱۱۹٫۷ مگابایت
سال انتشار
۱۳۹۷
قابلیت انتقال
ندارد