کتاب صوتی بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲) + دانلود نمونه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صوتی بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲)

دانلود و خرید کتاب صوتی بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲)

دسته‌بندی:
امتیازبدون نظر

معرفی کتاب صوتی بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲)

کتاب صوتی مدافعان حرم ۱۲؛ بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی نوشته‌ی سمانه خاکبازان روایتی مفصل از زندگی یکی از جوان‌ترین شهدای مدافع حرم است که از کودکی تا لحظه‌ی اعزام به سوریه را در قاب خاطرات خانوادگی و روایت‌های نزدیکان دنبال می‌کند. این کتاب صوتی با گویندگی محمد رضاعلی و با همراهی اداره‌کل هنرهای نمایشی و رادیو نمایش تولید شده و نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. در این اثر، شنونده با خانواده‌ای سادات، ساده‌زیست و عمیقاً مذهبی روبه‌رو می‌شود که در شهرهای مختلفی مثل ازنا، رباط‌کریم و تهران زندگی کرده‌اند و در دل همین جابه‌جایی‌ها، شخصیت سید مصطفی شکل گرفته است. کتاب صوتی مدافعان حرم ۱۲؛ بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی از یک‌سو فضای جنگ ایران و عراق و حضور پدر در جبهه را به‌عنوان پس‌زمینه‌ای مهم نشان می‌دهد و از سوی دیگر به دوران نوجوانی و جوانی سید مصطفی می‌رسد؛ جایی که او میان درس، کار، اختراع، علاقه به خلبانی و در نهایت انتخاب مسیر مدافع حرم‌شدن در رفت‌وآمد است. لحن روایت، بیشتر بر جزئیات زندگی روزمره، رابطه‌ی عاطفی شدید مادر و پسر، دغدغه‌های اعتقادی، و مسیر سخت گرفتن رضایت خانواده و گذر از مراحل آموزشی و اداری تمرکز دارد. این کتاب صوتی با تکیه‌بر گفت‌وگوها، صحنه‌پردازی‌های خانوادگی و بازسازی موقعیت‌ها، شنونده را قدم‌به‌قدم به نقطه‌ای می‌رساند که تصمیم سید مصطفی برای رفتن به سوریه، نه یک انتخاب ناگهانی، که نتیجه‌ی سال‌ها شکل‌گیری باور و شخصیت او به‌نظر می‌رسد.

درباره کتاب بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲)

کتاب مدافعان حرم ۱۲؛ بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی با تمرکز بر زندگی شهید، ساختاری روایی و فصل‌بندی‌شده دارد که از مقدمه‌ی ناشر و مقدمه‌ی نویسنده آغاز می‌شود و سپس در چند فصل پی‌درپی، مسیر زندگی پدر و مادر و بعد خود سید مصطفی را دنبال می‌کند. در مقدمه‌ی ناشر، جایگاه مدافعان حرم در امتداد فرهنگ جهاد و شهادت و پیوند آن با مرزهای عقیدتی اسلام توضیح داده شده و مجموعه‌ی مدافعان حرم به‌عنوان صحنه‌ای برای روایت ناگفته‌های این شهدا معرفی شده است. بعد از آن، مقدمه‌ی نویسنده با یک نگاه شخصی شروع می‌شود؛ جایی که نویسنده اعتراف می‌کند اگر سید مصطفی را در خیابان می‌دید، هرگز باور نمی‌کرد روزی شهید شود؛ جوانی خوش‌پوش، خوش‌عطر، اهل کتاب و موسیقی که در ظاهر با تصور کلیشه‌ای از یک رزمنده فاصله دارد. در ادامه‌ی کتاب صوتی مدافعان حرم ۱۲؛ بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی، فصل‌ها به‌صورت خطی پیش می‌روند و هر فصل بخشی از زندگی را پوشش می‌دهد: از «غیرتش به جوش آمده بود» که با روایت نوجوانی پدر، عین‌الله، در سال‌های جنگ و تلاش او برای رفتن به جبهه شروع می‌شود، تا آشنایی و ازدواج او با زینت‌سادات، تولد فرزندان، مهاجرت‌ها، سختی‌های زندگی در خانه‌ای بی‌آب‌وبرق در رباط‌کریم، و وابستگی عاطفی شدید مادر به سید مصطفی. سپس کتاب وارد کودکی و نوجوانی سید مصطفی می‌شود؛ بازی با گل و چوب، ساختن خانه‌های کوچک، دست‌کاری وسایل برقی، اختراع هلیکوپتر و کمربند لرزشی، کار در مبل‌سازی، حساسیتش به حلال و حرام، نماز و روزه، و علاقه‌اش به کتاب‌های شریعتی، مطهری، چمران و علامه جعفری. در فصل‌های بعد، شنونده با ورود او به دبیرستان، دوستی با امین‌الله، علاقه‌ی جدی به خلبانی جنگنده، تلاش برای قبولی در آزمون خلبانی، مواجهه با محدودیت‌های جسمی و اداری، و سپس چرخش تدریجی او به‌سوی آموزش‌های نظامی در هوابرد، حلقه‌های صالحین مسجد، و در نهایت یگان ویژه فاتحین همراه می‌شود. فصل‌های پایانی به ماجرای گرفتن رضایت پدر، گفت‌وگوی سخت و عاطفی با مادر، عبور از خان‌های اداری مثل پاسپورت و نظام وظیفه، دوره‌های فشرده‌ی آموزشی، آزمون‌های تیراندازی و تاکتیک، و لحظه‌ی عبور از گیت فرودگاه و پرواز به‌سوی عراق و سوریه اختصاص یافته است؛ جایی که کتاب بدون ورود به جزئیات میدان نبرد، بر لحظه‌ی اعزام و کیفیت درونی این انتخاب مکث می‌کند.

خلاصه داستان بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲)

در این کتاب، محور اصلی روایت، شکل‌گیری شخصیت و انتخاب آگاهانه‌ی سید مصطفی موسوی است. داستان از قبل از تولد او آغاز می‌شود؛ از پدری که در نوجوانی برای رفتن به جبهه‌ی جنگ ایران و عراق، سن شناسنامه‌اش را بالا می‌برد و سال‌ها در شلمچه و کردستان می‌جنگد، و مادری که در پشت جبهه با بافتن کلاه برای رزمنده‌ها و حضور در بسیج، سهم خود را ادا می‌کند. همین پیشینه، فضای اعتقادی و عاطفی خانه‌ای را می‌سازد که سید مصطفی در آن به دنیا می‌آید؛ پسری که پدر از همان لحظه‌ی تولد، نامش را با آرزوی مبارز و شهیدشدن انتخاب می‌کند و مادر هر بار که او را در آغوش می‌گیرد، برای عاقبت‌به‌خیری و سرباز امام زمان‌شدنش دعا می‌خواند. کودکی سید مصطفی در خانه‌ای خاکی و ساده در رباط‌کریم می‌گذرد؛ جایی که هنوز آب و برق درست‌وحسابی ندارد و عقرب و رتیل مهمان‌های ناخوانده‌اند. در این فضا، او با گل و خاک و بعد با چوب و اره و چسب چوب، خانه‌های کوچک می‌سازد، اما هیچ‌وقت به ساخته‌هایش دل نمی‌بندد و همه را خراب می‌کند تا دوباره بسازد. کم‌کم به‌جای بازی در کوچه، ترجیح می‌دهد در خانه بماند، با خواهرش سید زینب بازی کند، وسایل برقی را باز و بسته کند و بعدتر با اره‌مویی و چوب، سازه‌های دقیق‌تری بسازد. حساسیت او به حلال و حرام از همان سال‌های ابتدایی شکل می‌گیرد؛ هر شب از پدر می‌پرسد پول چوب‌ها را داده‌ای یا نه، و اگر بدهی یا امانتی هست، تا یادآوری نکند آرام نمی‌گیرد. نماز و روزه را از کودکی جدی می‌گیرد و حتی وقتی مادر برای سحری بیدارش نمی‌کند، چند روز بی‌سحری روزه می‌گیرد تا مادر مجبور شود او را بیدار کند. با بزرگ‌ترشدن، سید مصطفی وارد مدرسه و بعد دبیرستان می‌شود؛ شاگردی آرام، منظم و درس‌خوان، به‌ویژه در ریاضی، اما بی‌میل به شلوغی و دعوا. دوستی او با امین‌الله در دبیرستان حافظ، نقطه‌ی مهمی در روایت است؛ دوستی‌ای که از یک سؤال ریاضی شروع می‌شود و به بحث‌های عمیق درباره‌ی کتاب‌های شریعتی، مطهری، چمران و علامه جعفری می‌رسد. در همین سال‌ها، او نخستین اختراع‌هایش را می‌سازد: هلیکوپتری با توپ‌های پینگ‌پنگ که یک متر از زمین بلند می‌شود، و کمربند لرزشی‌ای که مادر از او خواسته بود. بعد به‌سراغ طرح بزرگ‌تری می‌رود: طراحی ناو ضدآب. با مطالعه‌ی کتاب‌های تخصصی و محاسبات مفصل، ماکت ناو را می‌سازد و به سازمان نخبگان ارائه می‌دهد؛ جایی که از او طراحی سه‌بعدی می‌خواهند و هزینه‌ی بالای دوره‌ها مانع ادامه‌ی کار می‌شود. طرح را به کانادا می‌فرستد و ایمیلی دریافت می‌کند که از پذیرش طرح و احتمال دعوت‌نامه برای ادامه‌ی تحصیل خبر می‌دهد، اما دلش جای دیگری است. در همین مقطع، علاقه‌ی شدید او به خلبانی جنگنده شکل می‌گیرد؛ با دیدن فیلمی از شهید عباس بابایی و خواندن کتاب‌های مربوط به او. برای آزمون خلبانی اقدام می‌کند، با کمک دوستش صدرا به مراکز آموزشی نظامی سر می‌زند، اما هم محدودیت‌های جسمی (مثل ضعف چشم و پاهای پرانتزی) و هم توصیه‌های مربیان نظامی، او را از این مسیر بازمی‌گرداند. این ناکامی، او را به‌سمت سپاه و آموزش‌های هوابرد و دوره‌های رزمی می‌کشاند. در مسجد، در حلقه‌ی صالحین، درباره‌ی «اسلام بی‌خاصیت» و خطر غرق‌شدن در روزمرگی می‌شنود و خودش هم در بحث‌ها درباره‌ی جنگ نرم و رسانه و ماهواره فعال می‌شود. هم‌زمان، در آموزشگاه هوابرد، زیر نظر مربیانی مثل صدرا، کیان و سعید، دوره‌های آمادگی جسمانی، کار با سلاح، راپل، تکاوری، جنگ شهری و بیابانی را می‌گذراند و در تمرین‌های تیراندازی و آرپی‌جی، خود را به سطح نیروهای باتجربه می‌رساند. گره اصلی روایت، گرفتن رضایت خانواده برای اعزام به سوریه است. پدر که سال‌ها در جبهه بوده، با وجود نگرانی، منطق و انگیزه‌ی پسرش را می‌فهمد و رضایت‌نامه را امضا می‌کند؛ حتی وقتی مادر با گریه وارد اتاق می‌شود، سید مصطفی برگه‌ی اول را جلوی او پاره می‌کند تا دلش آرام شود، اما برگه‌ی دومی را که پنهان کرده، دوباره به پدر می‌دهد تا امضا کند. گفت‌وگوی او با مادر، یکی از عاطفی‌ترین بخش‌های کتاب است؛ جایی که از «دل‌کندن از تعلقات دنیا»، از وهب و روز عاشورا، از «هل من ناصر» و از این می‌گوید که اگر نرود، تا آخر عمر احساس کری خواهد داشت. به مادر وعده می‌دهد اگر راضی شود، «آن دنیا را برایش آباد کند». مادر با اشک سکوت می‌کند و همین سکوت برای او نشانه‌ی رضایت است. در کنار این، سید مصطفی باید از خان‌های اداری هم عبور کند: مشکل نظام وظیفه، امضای دانشگاه، وثیقه‌ی چند میلیونی برای پاسپورت، و بی‌میلی فرمانده‌ای که به‌خاطر سن کم او، نمی‌خواهد مسئولیتش را بپذیرد. با کمک دوستی مثل امیر و پیگیری در ستاد، پاسپورت را می‌گیرد و در نهایت، فرمانده هم با دیدن مهارت‌ها و ثبات رفتاری‌اش، نام او را در فهرست اعزام قرار می‌دهد. آزمون نهایی زیر نظر سپاه قدس، با سلاح جنگی و شبیه‌سازی میدان واقعی، آخرین مرحله است که او در آن هم موفق می‌شود. در پایان، شنونده همراه سید مصطفی از گیت فرودگاه عبور می‌کند، مهر خروج روی پاسپورتش می‌خورد، در هواپیما کنار محمدرضا می‌نشیند، به شوخی‌های دوستان گوش می‌دهد و با شنیدن صدای کاپیتان که از حرم امیرالمومنین، بین‌الحرمین و حرم امام حسین علیه‌السلام می‌گوید، دست بر سینه می‌گذارد و از دور سلام می‌دهد؛ لحظه‌ای که نشان می‌دهد سفر او به سوریه، امتداد همان آرزوی کودکی و نوجوانی‌اش برای بندگی و دفاع از حرم است.

چرا باید کتاب بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی (مدافعان حرم ۱۲) را بشنویم؟

شنیدن این کتاب صوتی چند دستاورد مهم برای مخاطب به همراه دارد. نخست، تصویر دقیقی از این واقعیت ارائه شده که یک شهید مدافع حرم، صرفاً یک چهره‌ی نمادین نیست، بلکه جوانی است با علایق متنوع، تناقض‌های درونی، شوخی، موسیقی، قلیان، سینما، و در عین حال حساسیت شدید نسبت به نماز، حلال و حرام و مسئولیت اجتماعی. در کتاب صوتی مدافعان حرم ۱۲؛ بیست سال و سه روز؛ شهید سید مصطفی موسوی، این دوگانه‌ی ظاهری به‌خوبی کنار هم قرار گرفته و نشان داده شده که چگونه از دل یک زندگی عادی شهری، انتخابی به‌ظاهر غیرعادی مثل رفتن به سوریه بیرون می‌آید. دوم، این کتاب صوتی برای کسانی که می‌خواهند فرایند شکل‌گیری یک تصمیم بزرگ را بفهمند، نمونه‌ای روشن ارائه کرده است: از علاقه‌ی اولیه به خلبانی و شکست در آزمون‌ها، تا چرخش به‌سوی آموزش‌های زمینی، از طرح ناو و ایمیل کانادا تا ردکردن پیشنهاد مهاجرت، از کارگری در مبل‌سازی و گچ‌کاری تا حضور در حلقه‌های صالحین و یگان ویژه. شنونده می‌بیند که این تصمیم، نه حاصل یک هیجان لحظه‌ای، که نتیجه‌ی سال‌ها تمرین، مطالعه، تجربه‌ی شکست و بازتعریف هدف‌هاست. سوم، رابطه‌ی عاطفی مادر و پسر در این کتاب صوتی، برای مخاطبانی که دغدغه‌ی خانواده و تربیت دارند، بخش قابل‌توجهی است. وابستگی شدید مادر، دعاهای شبانه‌اش، نگرانی‌هایش از رفتن به اردو و سفر مشهد، و در نهایت رضایت‌دادن به اعزام، لایه‌ای انسانی و ملموس به موضوعی می‌دهد که معمولاً در سطح شعار باقی می‌ماند. این رابطه نشان می‌دهد رضایت والدین، چگونه می‌تواند در تصمیم‌های اعتقادی و اجتماعی نقش تعیین‌کننده داشته باشد. چهارم، برای کسانی که به جنبه‌های فنی و آموزشی علاقه‌مندند، بخش‌های مربوط به آموزش‌های هوابرد، کار با سلاح، طراحی ناو، گروه تحقیقاتی طناب ویژه و لیزر سلاح، و آزمون‌های زیر نظر سپاه قدس، تصویری از پشت‌صحنه‌ی آماده‌سازی نیروها ارائه کرده است؛ تصویری که کمتر در روایت‌های عمومی دیده می‌شود. در مجموع، این کتاب صوتی فرصتی است برای شنیدن یک زندگی از نزدیک، با همه‌ی جزئیات کوچک و بزرگش، و فهمیدن اینکه «مدافع حرم»شدن، چگونه در زندگی روزمره‌ی یک جوان ۲۰ ساله ریشه می‌دواند.

شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد می‌شود که به زندگی و سیر شخصیتی شهیدان مدافع حرم علاقه‌مند هستند و می‌خواهند فراتر از چند خاطره‌ی کوتاه، با جزئیات زندگی خانوادگی و فکری آن‌ها آشنا شوند. به والدینی پیشنهاد می‌شود که دغدغه‌ی تربیت دینی و عاطفی فرزندان را دارند و می‌خواهند نمونه‌ای عینی از رابطه‌ی مادر و پسری مذهبی را ببینند. به نوجوانان و جوانانی پیشنهاد می‌شود که میان درس، کار، مهاجرت، خدمت نظامی و مسئولیت اجتماعی مردد هستند و می‌خواهند تجربه‌ی یک هم‌نسل را در این انتخاب‌ها بشنوند. همچنین به مخاطبانی که به موضوعاتی مثل آموزش‌های نظامی، هوابرد، یگان‌های ویژه و پشت‌صحنه‌ی اعزام نیروها کنجکاوند، این کتاب صوتی تصویری نسبتاً روشن و روایی ارائه کرده است.

نظرات کاربران

علیرصا سفیدیان
۱۴۰۳/۱۰/۱۳

به خودم نگاه می کنم ۲۴ سالم تمام شد و وارد ۲۵ سال شده ام. و بعدش به عکس شهید. جوان ترین شهید مدافع حرم که در بیست سالگی شهید شد. چه قدر فاصله است بین ما و آنها. حاضر

- بیشتر

زمان

۴ ساعت و ۱۴ دقیقه

حجم

۲۳۳٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

قابلیت انتقال

ندارد

زمان

۴ ساعت و ۱۴ دقیقه

حجم

۲۳۳٫۴ مگابایت

سال انتشار

۱۴۰۱

قابلیت انتقال

ندارد

قیمت:
۲۰,۰۰۰
تومان