
دانلود و خرید کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۰ (شهید محمد عبادیان)
معرفی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه جلد ۱۰ (شهید محمد عبادیان)
کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان نوشتهی حبیب امانی روایتی طولانی، صمیمی و پرجزئیات از زندگی و شهادت محمد عبادیان است که نشر روایت فتح آن را منتشر کرده است. این کتاب صوتی بر پایهی گفتوگوهای مفصل با قدسیه بهرامی همسر شهید شکل گرفته و شنونده را از سالهای جوانی و ازدواج این زوج تا روزهای پرآشوب انقلاب، جنگ و نهایتاً شهادت همراهی میکند. کتاب با گویندگی ریحانه پلادیان منتشر شده و لحن روایت، کاملاً بر محور خاطرات و نگاه همسر شهید پیش میرود؛ نگاهی که هم رنج و خستگی را نشان میدهد و هم دلبستگی، شوخطبعی و ایمان را. در این کتاب صوتی، زندگی محمد عبادیان از تولد در ۳۰ فروردین ۱۳۲۹ تا ازدواج در ۲۶ تیر ۱۳۵۴ و شهادت در ۲۴ دی ۱۳۶۵ در قالب خاطراتی پیوسته و پر از جزئیات روزمره بازسازی شده است. شنونده با فضای خانههای کوچک اجارهای، سفرهای طولانی با ژیان قرمز، روزهای تظاهرات، کمبودها و اعتصابها، و بعدتر با جابهجاییهای مداوم بین مشهد، تهران، اسلامآباد غرب، دزفول و جبههها روبهرو میشود. نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان بیش از آنکه فقط شرح رشادتهای یک رزمنده باشد، تصویر زندگی زنی است که در میانهی بمباران، موشکباران، تنهایی، تربیت سه فرزند و چشمانتظاری مداوم، سعی کرده است معنای انتخاب مشترک خود و همسرش را بفهمد و تاب بیاورد.
درباره کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۰ (شهید محمد عبادیان)
کتاب نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان مجموعهای از خاطرات بههمپیوسته است که حبیب امانی آنها را بر اساس روایت قدسیه بهرامی تنظیم کرده است. ساختار کتاب فصلبندی کلاسیک خشک ندارد اما میتوان در آن چند برش زمانی و عاطفی مشخص را تشخیص داد: سالهای آشنایی و خواستگاری در مشهد، آغاز زندگی مشترک در تهران و خانهی کوچک خیابان جیحون، تولد حمیدرضا، احمد و فاطمه، روزهای انقلاب و اعتصابها، ورود تدریجی محمد عبادیان به فضای جهاد و جنگ، و سپس سالهای جابهجایی بین شهرهای مختلف و استقرار در شهرک سلمان، پادگان اللهاکبر و بعد دزفول. در بخشهای ابتدایی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان شنونده با جزئیات ریز و گاه طنزآمیز خواستگاری، نامزدی، ماجرای مهریه، شب عقد، حساسیت قدسیه به چادر و پوشش، و تلاش محمد برای جلب دل پدرزن و هماهنگکردن زندگی با باورهای مذهبی آشنا میشود. این بخشها فضای خانوادگی و اجتماعی پیش از جنگ را نشان میدهد؛ زمانی که دغدغهی اصلی، کار در کفش ملی، جلسات مذهبی، کتابهای شریعتی و رفتوآمدهای فامیلی است. در ادامهی کتاب صوتی نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان، روایت بهتدریج وارد فضای انقلاب و جنگ میشود و لحن خاطرات هم تیرهتر و عمیقتر میشود. شنونده با شکلگیری تیپ ۲۷، رفتن محمد به کردستان، استعفا از کفش ملی، پیوستن به سپاه، و دوستی نزدیک او با چهرههایی مثل حاج همت، آقای کریمی، آقای دستواره و آقای باکری روبهرو میشود. در کنار این خط اصلی، کتاب به زندگی زنانی میپردازد که در شهرک سلمان و پادگان اللهاکبر در خانههای دو اتاقه کنار هم زندگی میکنند؛ زنانی مثل خانم کریمی، خانم ربانی، خانم همت و خانم باکری که هرکدام درگیر بارداری، بچهداری، ترس از موشها، موشکباران، و انتظار برای خبر همسرانشان هستند. عناوین ضمنی و محورهای کتاب را میتوان در چند دسته دید: خاطرات شهرک سلمان، روزهای اسلامآباد غرب، بمباران مدارس، عملیات خیبر و بدر، شهادت حاج همت و آقای کریمی، شیمیاییشدن آقای مدق، و در نهایت روزهای منتهی به شهادت خود محمد عبادیان در کربلای ۵. کتاب در عین روایت زندگی یک شهید، بهنوعی تاریخ عاطفی یک نسل از زنان و کودکان جنگ را نیز ثبت کرده است.
خلاصه کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۰ (شهید محمد عبادیان)
در این کتاب صوتی، محور اصلی روایت، زندگی مشترک قدسیه بهرامی و محمد عبادیان است؛ از لحظهای که امام جماعت مسجد محل، دختر را زیر نظر میگیرد و برای پسرش خواستگاری میکند تا زمانی که دایی قدسیه در یک مجلس نامزدی، وسط جمع، دوباره خواستگاری را رسمی میکند و بالاخره «بله» از دهان عروس بیرون میآید. شنونده با جزئیات ریز این مسیر همراه میشود: از خجالتهای قدسیه، شرط چادر و جوراب مشکی، شوخیهای محمد در شب عقد با کت تنگ و کراوات، و سفر طولانی با ژیان قرمز از شمال تا مشهد و تربت. بهتدریج، با تولد حمیدرضا و احمد، فضای خانه از یک زوج جوان به خانوادهای چهارنفره تبدیل میشود. انقلاب نزدیک است؛ حمیدرضا روی شانهی پدر در تظاهرات شعار «مرگ بر شاه» را یاد میگیرد و تابلوی کوچکی در دست میگیرد. اعتصابها، کمبود برنج و روغن و نفت، و تشکیل تعاونی محلی برای تأمین مایحتاج مردم، محمد را از کارمند سادهی کفش ملی به فردی فعال در متن تحولات اجتماعی تبدیل میکند. با شروع جنگ، دل او دیگر در اداره بند نمیشود؛ ابتدا برای کردستان مرخصی میگیرد، بعد استعفا میدهد و به سپاه میپیوندد. از اینجا به بعد، زندگی قدسیه و بچهها با جابهجاییهای مداوم، خانههای اجارهای، جوابکردن صاحبخانه، و رفتوآمد بین مشهد، تهران، اسلامآباد غرب و دزفول گره میخورد. بخش مهمی از کتاب به زندگی در شهرک سلمان و پادگان اللهاکبر اختصاص دارد؛ جایی وسط بیابان، با خانههای دو اتاقه بدون برق، که بعداً خانوادههای دیگری مثل خانم کریمی، خانم ربانی، خانم همت و خانم باکری هم به آنجا میآیند. زنان، در غیاب تقریباً دائمی مردان، با هم زندگی میکنند، موش میگیرند، آش دوغ میپزند، برای همدیگر بچهداری میکنند و در عین شوخی و خنده، هر لحظه منتظر خبر شهادت یکی از همسرانشان هستند. شهادت آقای ورامینی، بعدتر حاج همت، سپس آقای باکری و آقای کریمی، هر بار این جمع را تکان میدهد و قدسیه را یک قدم به فهم این واقعیت نزدیکتر میکند که «نوبت ما هم میرسد». در لایهای دیگر، کتاب به رابطهی محمد با فرزندانش میپردازد؛ حمیدرضایی که از کودکی زیر سایهی بمباران و موشکباران بزرگ شده، در نوجوانی از جنگ و فضای شهر خسته میشود، مدرسه را رها میکند، و در نهایت تصمیم میگیرد برای فرار از خاطرات جنگ از کشور برود. قدسیه برای تأمین هزینهی سفر، پسانداز مهدکودک رؤیاییاش را میدهد و بعد از پرواز هواپیما، تازه عمق جدایی را میفهمد. در مقابل، احمد و فاطمه بیشتر در فضای جبهه و خانوادههای شهدا رشد میکنند؛ فاطمه در اوج موشکباران و جابهجاییها به دنیا میآید و محمد، در معدود روزهای مرخصی، با شستن او در حمام و بازیکردن با او، نوعی وداع آرام و بیصدا را رقم میزند. کتاب، بارها به مجروحیتهای محمد برمیگردد: ترکشهای متعدد در پا و بدن، تصادف شدید با تیر چراغ برق در اوج خستگی، و بازگشتهای کوتاه برای پانسمان و استراحت. هر بار که مرگ نزدیک میشود، او دوباره به جبهه برمیگردد و این رفتوبرگشتها، در ذهن قدسیه به شکل نوعی «بازی تقدیر» نقش میبندد؛ بازیای که «هی تا لب خط میبرد و برمیگرداند». در نهایت، در زمستان و پس از شب یلدایی که محمد به بهانهی چله، به همهی فامیل در شهرهای مختلف زنگ میزند، عملیاتهای کربلای ۴ و ۵ آغاز میشود. محمد با بدنی پر از زخم و پاهایی که بهسختی روی زمین کشیده میشوند، دوباره راهی میشود و قدسیه، از لحن خداحافظی او و بازیکردنش با فاطمه در حمام، میفهمد که این بار خداحافظی جدی است. روایت، شهادت او را نه با صحنهی نبرد، که با خلأ بعد از رفتنش، خوابهای بچهها، و گفتوگوی طولانی قدسیه بر سر مزارش به پایان میبرد؛ جایی که از خستگی، تنهایی، رفتن حمید و ماندن خودش میگوید و هنوز میان وفاداری به عهد مشترک و فرسودگی سالهای جنگ سرگردان است.
چرا باید کتاب نیمه پنهان ماه جلد ۱۰ (شهید محمد عبادیان) را بشنویم؟
شنیدن این کتاب صوتی برای آشنایی با یک «زندگی» در متن جنگ است نه فقط یک «شهادت». در نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان، جنگ از زاویهی سنگر و عملیات روایت نشده، بلکه از درون آشپزخانههای کوچک، حیاطهای پر از موش، صفهای نفت و برنج، و اتاقهای دو اتاقهی شهرک سلمان و پادگان اللهاکبر دیده میشود. شنونده با جزئیات ملموس روزمره روبهرو میشود: از شستن کهنهی بچهها در وسط بمباران تا نگرانی برای کپسول گاز، از موشگرفتن در خانه تا تقسیم آجیل شب عید بین همسایهها. این کتاب صوتی، تصویر پیچیدهای از همسر یک رزمنده ارائه میدهد؛ قدسیه بهرامی فقط نماد صبر و ایثار نیست، بلکه انسانی است با خشم، تردید، حس گناه، دلخوری از بیتوجهی همسر، و در عین حال دلبستگی عمیق به او. شنونده در لابهلای خاطرات، با سؤالاتی روبهرو میشود که خود قدسیه هم جواب قطعی برایشان ندارد: حق بچهها در این انتخاب چه بوده، مرز میان ایمان و فرسودگی کجاست، و چگونه میتوان همزمان هم به یک آرمان وفادار ماند و هم رنجهای شخصی را انکار نکرد. از سوی دیگر، کتاب نیمه پنهان ماه ۱۰؛ شهید محمد عبادیان تصویری زنده از شبکهی دوستی و همسرنوشتی زنان جنگ ارائه کرده است؛ زنانی که در شهرک سلمان، پادگان اللهاکبر و دزفول، با هم آش میپزند، موش میگیرند، برای هم بچهداری میکنند، و هر بار که خبر شهادت یکی از مردان میرسد، دوباره باید بساط زندگی را جمع کنند و به شهری دیگر بروند. این همزیستی، نوعی تاریخ ناگفتهی جنگ را پیش چشم شنونده میگذارد؛ تاریخی که در آن، نامهایی مثل حاج همت، آقای کریمی، آقای باکری و آقای دستواره، نه فقط فرمانده، که همسایه، دوست خانوادگی و بخشی از زندگی روزمرهاند. برای کسانی که به دنبال فهم عاطفیتر و انسانیتر از سالهای انقلاب و جنگ هستند، این کتاب صوتی فرصتی است برای شنیدن روایت از زبان کسی که هم در متن ماجرا بوده و هم سالها بعد، با فاصله و تأمل، به گذشته نگاه کرده است. لحن گفتوگویی و جزئیات فراوان، شنونده را در موقعیت همراهی قرار میدهد؛ همراهی با زنی که باید بین ماندن در شهر امن و رفتن به شهر موشکبارانشده، بین نگهداشتن فرزند در کشور و فرستادن او برای فرار از خاطرات جنگ، و بین ادامهدادن زندگی و پیوستن به همسر شهیدش، مدام انتخاب کند.
شنیدن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
شنیدن این کتاب صوتی به کسانی پیشنهاد میشود که به خاطرات جنگ و زندگی رزمندگان از زاویهی خانوادهها و همسران علاقهمند هستند. به پژوهشگران و دانشجویان رشتههای تاریخ، مطالعات زنان و مطالعات جنگ که به دنبال روایتهای میدانی و جزئی از زندگی در سالهای انقلاب و جنگ هستند نیز پیشنهاد میشود. همچنین به کسانی که با مسئلهی مهاجرت فرزندان شهدا، پیامدهای روانی جنگ بر نسل بعد، و تجربهی طولانی چشمانتظاری و سوگ درگیرند، این کتاب صوتی میتواند تصویری نزدیک و صادقانه از این وضعیت بدهد. برای شنوندگانی که دوست دارند روایتهای بلند، پرجزئیات و مبتنی بر گفتوگو را دنبال کنند، این اثر انتخاب مناسبی است.
زمان
۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۱۲۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد
زمان
۲ ساعت و ۱۳ دقیقه
حجم
۱۲۲٫۰ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۲
قابلیت انتقال
ندارد