زنبورهای بانشاط | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

زنبورهای بانشاط

کیهان بچه‌ها

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark

صبح زود «میّ»[۱] زنبور بانشاط، به همراه دوستانش زنبور«مها»[۲] و زنبور «ریم»[۳] به جنگل کوچکی که در نزدیکی کندو آن‌ها بود، رفتند. آن‏ها می‌خواستند شربت زیادی برای تهیه‏ عسل، جمع‌آوری کنند و به کارشان هم امیدوار بودند.

زنبورها هنوز به جنگل نزدیک نشده بودند که صدای هولناکی شنیدند. صدا می‏گفت:«ای زنبورها، دور بشید و هرگز به این جنگل نزدیک نشید.»

زنـبورهـا در جای خود ایـستادند و بـا تـرس شـروع به جست‌وجوی صدا کردند. ناگهان عقاب بزرگی در مقابل‏‌ آن‌ها ظاهر شد که با چشمانی ترسناک به آن‏ها نگاه می‏کرد. عقاب گفت:«از این به بعد هرگز به کسی اجازه نمی‌دم که به این جنگل نزدیک بشه. از امروز …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۹ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (زمستان ۱۴۰۲) منتشر شده است.