بیایید از این طرف برویم | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بیایید از این طرف برویم

کیهان بچه‌ها

۴ دقیقه مطالعه

sharebookmark
بیایید از این طرف برویم

آقــای کــرکــس، مـعلم بچه‌های دشت گون، آن‌ها را برای گردش به کنار رودخانه آورد. او از بچه‌ها خواست که کنار رودخانه به دنبال چیزها و شکل‌های جدید بگردند و بعد با هم‌دیگر درباره آن صحبت کنند. حواسشان هم باشد که زیاد از این‌جایی که هستند، دور نشوند. خود او نیز مشغول پختن ناهار برای بچه‌ها شد.

جغد

جغدک، یوزپلنگ و روباه قرمز که با هم دوست بودند، رفتند تا چیزها و شکل‌های جدید رو پیدا کنند. جغدک چند قلوه‌سنگ از کنار رودخانه آورد و آن‌ها را طوری چید که درست شبیه آقای کرکس شد و گفت:«ببینین بچه‌ها این معلم‌مونه.»

روباه قرمز یک شاخه کوچک و برگ سبزی را به‌دست شکلی که جغدک درست کرده بود داد و گفت:«ببینین، یه کتاب و مداد برای آقای معلم.»

و بعد گفت:«اوم ... بوی غذای آقای ‌معلم …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ ۳۱۲۹ مجلهٔ کیهان بچه‌ها (زمستان ۱۴۰۲) منتشر شده است.