پیرمرد و شانس | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

پیرمرد و شانس

کیهان بچه‌ها

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

پيرمردي با خانواده‌اش در يک روستا زندگي مي‌کرد. اين پيرمرد، از مال دنيا، يک مزرعه‌ کوچک داشت و يک اسب بارکش، که با آن مزرعه‌اش را شخم مي‌زد و کشت و کار مي‌کرد. يکي از روزها، پيرمرد در حال کارکردن روي زمين بود، که يک‌دفعه اسبش شروع به سرکشي کرد و پابه فرار گذاشت و رفت و در صحرا ناپديد شد.

پيرمرد، از اين حادثه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳۰۸۳ مجله کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۱) منتشر شده است.