پيرمردي با خانوادهاش در يک روستا زندگي ميکرد. اين پيرمرد، از مال دنيا، يک مزرعه کوچک داشت و يک اسب بارکش، که با آن مزرعهاش را شخم ميزد و کشت و کار ميکرد. يکي از روزها، پيرمرد در حال کارکردن روي زمين بود، که يکدفعه اسبش شروع به سرکشي کرد و پابه فرار گذاشت و رفت و در صحرا ناپديد شد.
پيرمرد، از اين حادثه …