ماهل، رودخانه، گاندوهای گرسنه... | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ماهل، رودخانه، گاندوهای گرسنه...

کیهان بچه‌ها

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

نویسندگی در سه سوت!

نویسندگان می‌توانند و نمی‌بایست به وقایع و حوادث اطراف خود بی‌اعتنا باشند. نویسندگان تعهد دارند که از دغدغه‌ها و مشکلات جامعه خود بنویسند تا هم به تعهدی که به قلم دارند عمل کنند و هم خوانندگان‌شان را با خود همراه کنند.

البته باید مواظب باشند که داستان‌شان شعاری نباشد. منظور از «شعاری نشدن داستان» این است که نویسنده بتواند تا حد امکان به صورت غیرمستقیم، پیام داستانش را بپروراند؛ چون، اصولا، ویژگی اصلی داستان این است که پیامش را غیرمستقیم و به صورت هنرمندانه بیان کند.

آفرین به نجمه دائمی. من که از داستانش لذت بردم. داستان «ماهل...» هم شروع خوبی دارد، هم میانه خوب و هم پایان خوب و تأثیرگذار.

توصیف‌هایش هم خوب است، توصیف «محیط» مثل گرما و ویژگی‌های طبیعی محل وقوع داستان و هم «توصیف شخصیت» آیا شما می‌توانیــد با «ماهل» همـذات‌پنداری نکنید!

تلویزیون قدیمی‌و قراضه‌ مادربزرگ داشت مناظر زیبای کنار رودخانه را نشان می‌داد. یکی از شهرهای ایران که کنار رودخانه را میز و صندلی و سایبان و آلاچیق زده بودند و حصار کشیده بودند و مردم هم آن‌جا تفریح می‌کردند.

ماهل با خودش می‌گفت:«کاش کنار رودخانه‌ی ما هم این شکلی شود تا همه بیایند و تفریح کنند. چرا ما …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۳۰۸۱ مجله کیهان بچه‌ها (بهار ۱۴۰۱) منتشر شده است.