
تروما تجربهای غیرمعمول و از نظر احساسی دردناک است که میتواند توانایی فرد را برای سازگاری تحتتاثیر قرار میدهد. در تجربهی تروما، آدمی به معنای واقعی احساس «درماندگی» میکند و این احساس در تروما، بهخصوص در ترومای کودکی، مفهومی اساسی است.
کودکان در حین رشد و از طریق تجربههایشان یاد میگیرند که جهان تا چه حد امن یا ناامن است. تجربههایی که برای بزرگسال تروماتایز محسوب میشوند، برای کودک بهمراتب ترسناکتر هستند، زیرا کودک تجربهی محدودی از جهان دارد و قادر به محافظت از خود نیست و اغلب نمیداند که چه اتفاقی درحال وقوع است. بسیاری از افراد تصور میکنند که حوادثی مانند جنگ، بلایای طبیعی، سوءاستفادهی جنسی و جسمی تنها تجارب ترومای دورهی کودکی هستند؛ اما تعداد اندکی هم هستند که تأثیر مهم نادیدهگرفتن و غفلت در دورهی کودکی، سوءرفتار کلامی و مراقبت نادرست در این دوره را نیز جزو ترومای کودکی محسوب میکنند. این تجارب میتواند بر رشد روانی و سلامت احساسی کودک تأثیر بسزایی بگذارد که تا بزرگسالی تداوم یابد.
بدیهی است که در تجارب دشوار زندگی کودک، حضور بزرگسال قابل اعتماد (ترجیحا فردی که به او دلبستگی داشته باشد) میتواند تا حد زیادی از تأثیرات منفی آن کاسته و در سازگاری و تطابق او با شرایط سخت موثر باشد. به همین دلیل است که اگر کودک از سوی والدین یا مراقب خود، به هر طریقی مورد سوءرفتار یا سوءاستفاده قرار بگیرد، اثرات ماندگار آن در رشد و شخصیت او احتمالا تا دورهی بزرگسالی ادامه خواهد …