
فکر کنید وقتی تلویزیون را روشن میکنید، اخبار شروع میشود و مجری با کمی لکنت میگوید «بینندگان عزیز، به دلیل اینکه امروز اتفاق مهمی رخ نداده، تا بخش بعدیِ اخبار با شما خداحافظی میکنیم». البته این اتفاق ناممکن است. گزارشگران همیشه باید رویدادهایی پیدا کنند تا به خورد مخاطبانشان بدهند، وگرنه آسمان به زمین میآید. مهم نیست اخبار چقدر بیاهمیت باشند، باید طوری روایت شوند که با خود بگویید «بدون اخبار، هرگز». واقعاً چرا رسانههای رسمی و غیررسمی اخبار بیمصرف و بیاهمیت را پوشش میدهند؟ و مهمتر از آن: چون اخبار مهماند ما پیگیرشان هستیم، یا چون ما پیگیر خبرهاییم آنها مهم شدهاند؟
هارپرز — اخبار چیست؟ چیزی که جدید باشد. اما هر چیزی جدید است: گلی شکوفه میدهد، پدری دخترش را در آغوش میکشد، نه برای اولین بار، بلکه این بار برای باری دیگر ... پس چیزی که جدید و نیز مهم باشد. مهم به چه معنا؟ به این معنا که نتیجهای داشته باشد. و ملاک سنجشش چیست؟ رابطۀ آنچه در اخبار پوشش میدهند و چیزی که نتیجهای دارد. پس نمیتوان سنجید. چرا؟ چون نتیجهبخشبودنش حتمی است. چرا حتمی است؟ چون خودِ آن چیز در خبرها آمده است. چه کسی آن را در خبرها آورده؟ سردبیرها. پس نتیجهها را سردبیرها تعیین میکنند؟ نه کاملاً. نه کاملاً؟ مهم این است که مردم چه چیزی میخوانند و میبینند؛ نباید آنها را ملالتزده کنید. پس ملالت تعیین میکند؟ ملالت و این حس که چه چیزی مهم است. خب چه چیزی مهم است؟ چیزی که در اخبار میآید.
۱
دانیل جِی. بورستین در کتاب تصویر[۱] (۱۹۶۲) توضیح میدهد که «زمانی خوانندۀ یک روزنامۀ عاری از هیجان میگفت ‘امروز دنیا چقدر ملالآور شده!’، اما امروزه میگوید ‘چه روزنامۀ ملالآوری!’». نخستین روزنامۀ …